علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٣ - بررسی و تحلیل احادیث شیعه در باره قضا شدن نماز صبح پیامبر
مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِن رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ»[١] میگوید:
این آیه بیانگر تحریم قیاس است و این که قیاس حجت شرعی محسوب نمیشود، چرا که در غیر این صورت مذموم نبود، (قیاس حجت نیست) گرچه کسی که آن را به کار گرفته، خطا کرده باشد؛ مگر آیه را بر این معنا حمل کنیم که آنان چنین میگفتند با وجود ثبوت تحریم ربا، و این خلاف ظاهر و مخالف با آن چیزی است که در سبب نزول گفته شده و آن این که آنان ربا میکردند و از آن ممانعت نداشتند، آن گاه قیاس مذکور را به کار میگرفتند. پس این آیه نازل شد و قولشان را تخطئه کرد و فرمود: «أَحَلَّ اللهُ الْبَیْعَ».[٢]
نیز او نظر زمخشری را در بارۀ معنای عبارت «وَلكِنَّ اللَّهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن یَشَاءُ»[٣] _ که آن را به معنای تفویض امر غنایم به آن حضرت دانسته _ محل تأمل میداند. زمخشری به سبب نزول متمسک میشود که مسلمانان خواهان تقسیم این غنیمتها بودند و آیه نازل شد؛ اما مقدس اردبیلی با اشاره به آیات بعدی که موارد مصرف فیء را بیان میدارد: «مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ كَیْ لاَ یَكُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیَاءِ مِنكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ۞ لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِمْ وَأَمَوَالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً وَیَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ»[٤] _ که موارد خاصی است _ و نیز با تذکر به این نکته که پیامبر اکرم٦ در ماجرای مورد نظر، با لحاظ کردن خاص بودن موارد، به تقسیم اموال پرداختند، تفویض امر غنایم را نمیپذیرد و این معنا را در صورتی قابل قبول میداند که تقسیم فقط تفضلی از جانب رسول الله باشد و یا این که مقصود آیه هفتم سوره، نفی قسمتی همچون تقسیم آنچه با جنگ گرفته شده است، باشد.[٥]
٣. تقیید عموم آیه
در باره آیه «وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنََما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِیمٌ»[٦] در زبدة البیان دو شأن نزول مطرح شده است:
[١]. سوره بقره، آیه٢١٩.
[٢]. سوره نحل، آیه٦٧.
[٣]. سوره نساء، آیه٤٣.
[٤]. سوره مائده، آیه٩١.
[٥]. زبدة البیان، ص٦٢٩- ٦٣٠.
[٦]. سوره بقره، آیه١٩٠.