علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٩ - بررسی دو نظریه دربارۀ «وارثان برگزیدۀ قرآن»(با تأكید بر احادیث امامیه)
نَبِیِّکُمْ عَنِ الْأُمَّةِ خَیْراً فَمَا نَجِدُ الشَّرْحَ وَ الْبَیَانَ فِیمَا اشْتَبَهَ عَلَیْنَا إِلَّا عِنْدَکُم؛ خدا شما اهل بیت را از امت جزای خیر دهد که ما در هر جا اشتباهی داریم شرح و بیانش را جز نزد شما بدست نیاوریم».[١]
نشانههای وراثان برگزیده قرآن
روایات اهل بیت: افزون بر بیان مصادیق وراثان برگزیده قرآن، ویژگیهای و شاخصههای آنان را نیز بیان کردهاند که از آنها نیز نوعی انحصار این مقام در شأن امامان شیعه به دست میآید. در حقیقت این نشانهها همان شرایط و لوازم وراثت کتاب است که به شکل توصیفی در روایات اهل بیت گزارش شده است تا مخاطب اهل اندیشه با درنگ در فحوای آن به اولویت و انحصار عترت نبوی در این مقام دست بیابد.
سبقت در خیرات
اهل بیت در معناشناسی و مصداق یابی بخش پایانی آیه سی و دو سورۀ فاطر « ... وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیراتِ بِإِذْنِ اللهِ؛ برخی از آنان در کارهای نیک به فرمان خدا پیشگاماند»، مقصود از«سابِقٌ بِالْخَیراتِ» را امامان معصوم معرفی کردهاند و علی بن ابی طالب٧ نخستین مصداق امامان سابق در خیرات است[٢] و بعد از ایشان، امامی که از فرزندان علی٧ و فاطمه٣ باشد، جزء این دسته قرار دارد[٣]. عنوان الامام و الشهید در این روایات عناوینی هستند که به عنوان کلمه جانشین «سابِقٌ بِالْخَیراتِ» از آن استفاده شده است. از دقت در روایات چنین به دست میآید که عنوان الامام در باره امامانی به کار رفته است که درعهد معصوم ِمفسّرِ آیه، وراثت و امامت وی پایان یافته و از دنیا رفته است. مقصود از عنوان الشهید، امام حی و حاضر و دیگر معصومانی است که در دورههای بعد وراثت و امامت را عهده دار خواهند شد. از این رو علامه طباطبایی مقصود از عنوان کلی الشهید در این روایات را به قرینه عطف و قراین دیگر شخص امام دانسته است.[٤]
روایات تبیین گر«سابِقٌ بِالْخَیراتِ»
روایات تبیینگر«سابِقٌ بِالْخَیراتِ» دو قسم هستند: برخی به نحو موجبۀ کلیه مقصود از سابق بالخیرات را شخص امام بیان کردهاند که شامل ائمه دوازده گانه شیعه است. نشانه متنی این قسم از روایات افزوده شرطی «از فرزندان علی و فاطمه٨» است. برخی دیگر به صراحت
[١]. همان، ج١٧، ص٤٤ - ٤٥.
[٢]. یقُولُونَ: إِنَّهَا نَزَلَتْ فِی أُمَّةِ مُحَمَّدٍ٦ فَقَالَ: عَلِی بْنُ الْحُسَینِ: أُمَّةُ مُحَمَّدٍ٦کُلُّهُمْ إِذاً فِی الْجَنَّةِ!!؛ علی بن حسین٧ فرمود: در این صورت باید همه امّت محمد٦ به بهشت وارد شوند و از صالحان باشند و احدی مجازات نشود (تفسیر أبی حمزة الثمالی، ص٢٧٧ - ٢٧٨).
[٣]. فَقَالَ لَهُ الرِّضَا:٧ إِنَّهُ لَوْ أَرَادَ الْأُمَّةَ لَکَانَتْ أَجْمَعُهَا فِی الْجَنَّةِ لِقَوْلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیراتِ بِإِذْنِ اللهِ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ، ثُمَّ جَمَعَهُمْ کُلَّهُمْ فِی الْجَنَّةِ، فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: «جَنَّاتُ عَدْنٍ یدْخُلُونَها یحَلَّوْنَ فِیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ...»؛ امام رضا٧ فرمود: اگر همه امت مقصود باشد، باید همه اهل بهشت باشند؛ چون خدا دنبالش میفرماید برخی ظالم به نفس باشند و برخی میانهرو و بعضی سابق بالخیرات به اذن خدا و این همان فضل بزرگ است و سپس همه را در بهشت جمع کرده و فرمود: «به بهشت عدنی که در آن در آیند و دست بندهای طلا پوشند،... » (تحف العقول، ص٤٢٥ - ٤٢٦؛ الأمالی، ص٦١٥ - ٦١٧).
[٤]. عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ السَّبِیعِی قَالَ: خَرَجْتُ حَاجّاً فَلَقِیتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِی فَسَأَلْتُهُ عَنْ هَذِهِ الْآیةِ «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ...»، فَقَالَ: مَا یقُولُ فِیهَا قَوْمُکَ یا أَبَا إِسْحَاقَ! یعْنِی أَهْلَ الْکُوفَةِ؟ قَالَ: قُلْتُ: یقُولُونَ إِنَّهَا لَهُمْ. قَالَ: فَمَا یخَوِّفُهُمْ إِذَا کَانُوا مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ؟ قُلْتُ: فَمَا تَقُولُ أَنْتَ جُعِلْتُ فِدَاکَ؟ فَقَالَ: هِی لَنَا خَاصَّةً یا أَبَا إِسْحَاقَ...؛ از ابا اسحاق سبیعی نقل شده است که گفت برای حج خارج شدم، حضرت محمّد بن علی٨ را ملاقات کردم، از این آیه پرسیدم ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ... فرمود: اهل کوفه در تفسیر آیه چه میگویند؟ گفتم: میگویند آیه در باره آنهاست. فرمود پس از چه میترسند، وقتی اهل بهشت باشند؟ عرض کردم نظر شما چیست؟ فرمود: آیه اختصاص به ما دارد (سعد السعود، ص١٠٧ - ١٠٨).