علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٣ - شناخت خصوصیات مخاطبان معصومان و تأثیر آن در فهم حدیث
المسیح ... قال: فخذ علی السفر فإن كان فیه ذكر محمد و أهل بیته و أمته فاشهدوا لی و إن لم یكن فیه ذكره فلا تشهدوا لی، ثم قرء٧ السفر الثالث حتی بلغ ذكر النبیّ٦ وقف ثم قال: یا نصرانی! إنّی أسألك بحقّ المسیح و أمّه أتعلم أنّی عالم بالإنجیل؟ قال: نعم ثم تلا علینا ذكر محمد و أهل بیته و أمته ثم قال: ما تقول یا نصرانی هذا قول عیسی مریم٨ ...؛[١]
جاثلیق گفت: ای امیر المومنین، چگونه من با مردی احتجاج کنم که او با کتابی که من منکر آن هستم و پیامبری که به او ایمان ندارم، با من احتجاج میکند؟ امام رضا٧ به او فرمود: ای نصرانی، اگر به انجیلت بر تو احتجاج کنم، میپذیری؟ جاثلیق گفت: آیا میتوانم چیزی را که انجیل گفته کنار نهم؟ بلی به خدا با خضوع میپذیرم. [سپس] گفت: شاهدانی از غیر دین خود از کسانی که نصرانیها او را انکار نمیکنند، بر نبوّت محمد [٦] اقامه کن و از ما نیز همانند آن، از غیر دین ما سؤال کن. امام رضا٧ فرمود: الآن انصاف آوردی ای نصرانی. آیا از من عدل مقدم نزد عیسی بن مریم را میپذیری؟ جاثلیق گفت: این عدل مقدم کیست؟ برای من نام ببر. فرمود: در باره یوحنّا دیلمی چه میگویی؟ گفت: بهبه محبوبترین مردم نزد عیسی بن مریم را گفتی. فرمود پس سفر را بگیر، اگر در آن از محمد و اهل بیت و امتش چیزی بود، برای من شهادت بده و اگر نبود، شهادت مده. سپس امام٧ سفر سوم را قرائت نمود تا این که به ذکر پیامبر٦ رسید و توقّف کرد. سپس فرمود: ای نصرانی، از تو میپرسم به حق مسیح و مادرش آیا دانستی که من عالم به انجیل هستم؟ گفت: بلی. سپس ذکر محمد و اهل بیت و امتش را تلاوت نمود؛ سپس فرمود: چه میگویی ای نصرانی؟ این سخن عیسی بن مریم٨ است ...
شیعه و غیر شیعه
خصوصیت اعتقادی دیگر که نوع خاصی از خطاب معصوم٧ را به دنبال دارد، شیعه و غیر شیعه بودن مخاطب است. در این دسته از روایات نیز خطاب بر پایۀ باورهای مخاطب است.
نمونه:
١. یکی از راویان نسبتاً پرحدیث در کتب روایی شیعه، اسماعیل بن أبی زیاد معروف به «سکونی» است. سکونی از شاگردان امام صادق٧ و سنّی مذهب[٢] است.
با تأمّل در منقولات این راوی مشاهده میکنیم که اکثر روایاتی که وی از امام صادق٧
نقل میکند، منتسب به پیامبر٦ یا امیرالمؤمنین٧ است.[٣] نمونههایی از روایات سکونی
[١] دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشکده اصول دین.
[٢]. اصول الکافی، ج١، کتاب التوحید، باب حدوث العالم و إثبات المحدث، ص٩٢، ح ١.
[٣]. همان، ص١٠١، ح ٣.