علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٣ - اصل حمل بر صحت اعتبار و كاربست
خوشبینی بیش از حد خود نشویم.
٢. رعایت دیدگاه کلی ماتِن
دومین استثنا در جایی است که میکوشیم رفتار کسی را چنان خوشبینانه تفسیر کنیم که ممکن است جامعه ما را خوش آید، اما با مبانی و دیگر اجزای دیدگاه وی سازگار نباشد؛ برای نمونه، مرحوم میرزا مهدی اصفهانی، بر اساس مبانی خود، به صراحت و روشنی فلسفه و منطق یونانی را یکسره محکوم میکند و بیارزش میشمارد.[١] با این حال، امروزه برخی افراد کوشیدهاند با دستکاری سخنانش و حذف نکات کلیدی وی، موضع او را رقیق ساخته و حتی او را مدافع منطق ارسطویی معرفی کنند و مخالفتهای او را فقط ناظر به سوء استفاده از منطق تفسیر کنند.[٢] چنین اقدامی ممکن است دیگران را خوش آید و نوعی حمل بر صحت به شمار رود، اما از آن جا که با مبانی شخص میرزا و اظهارات صریح و متعدد وی مغایر است، در واقع نقض اصل حمل بر صحت است و همان است که بهحق، «تفسیر بما لایرضی صاحبه» نامیده میشود.
٣. عذر بدتر از گناه
گاه با حمل بر صحت و تفسیر سخن یا رفتار کسی بر اساس بهترین شکل مقبول و ممکن، او را و دیدگاه وی را موجه ساخته، اما با عذرتراشی به سود او، عذری بدتر از گناه به او نسبت دادهایم. این جاست که باید دست از این اصل کشید و در واقع رعایت آن در نقض آن است. تفسیری که ملاصدرا از علت مخالفت غزالی با فلاسفه و تکفیر آنان دست میدهد، از این گونه است.[٣] صدرا در پی توجیه موضع فیلسوفستیزانه غزالی بر میآید و با رعایت اصل حمل بر صحت، سه تفسیر از رفتار وی یا علت تکفیر فلاسفه به دست نقل میکند که به فرض درستی آنها، غزالی را از اتهام فلسفهستیزی تبرئه میکند، اما ناخواسته و عملاً او را به گناهی دیگر متهم میسازد.
صدرا بر آن است که غزالی خود پیرو فلاسفه بود و بسیاری از عقاید خود را از آنان گرفته بود. سپس سه توجیه برای علت تکفیر فلاسفه به دست میدهد: ١. رعایت مصلحت دینی عوام مردم. از این منظر، صدرا مدعی است که چون بسیاری از مسلمانان بی توجه و ادراک لازم سخنان فلاسفه را میپذیرفتند و در نتیجه گمراه میشدند، غزالی مصلحتاندیشانه آنان را تکفیر نمود تا
. [٨٣] الدرة الباهرة من الأصداف الطاهرة، ص٤٢.نیز ر.ک: بحار الانوار، ج٧٨، ص٣٧٠؛ مستدرک الوسائل، ج٩، ص١٤٥.
[١]. برای توضیح بیشتر در این باره، ر.ک: ابواب الهدی، میرزا مهدی اصفهانی، تحقیق حسین مفید، تهران، منیر، ١٣٨٧؛ رؤیای خلوص؛ بازخوانی مکتب تفکیک، سید حسن اسلامی، قم، بوستان کتاب، ١٣٩٠.
. [٨٥] برای توضیح این دیدگاه و نقد آن، ر.ک: «آیا قیاس فقهی همان قیاس منطقی است؟» سید حسن اسلامی، آینه پژوهش، شماره ١١٦-١١٧، خرداد- شهریور ١٣٨٨؛ «رتوش واقعیت»، سید حسن اسلامی، آینه پژوهش، شماره ١٢٥، آذر و دی ١٣٨٩.