علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٠٦ - بررسی دو نظریه دربارۀ «وارثان برگزیدۀ قرآن»(با تأكید بر احادیث امامیه)
این آیه استناد جستهاند[١].
نكات تكمیلی
شایان ذکر است در بررسی و تحلیل مجموع روایات تفسیرگر آیۀ وراثت کتاب، نکات ذیل قابل توجه است:
از مجموع روایات تفسیرگر آیۀ وراثت کتاب، به دست میآید که اصطلاحات آل محمد، اهل بیت و ذریۀ رسول خدا بر افراد غیر معصوم از این خاندان نیز اطلاق میشود. این عناوین حتی بر افراد ظالم از این خاندان که به امامت امام زمان خود اقرار نداشته و دیگر ظالمان از این خاندان نیز اطلاق شده است. این افراد به اعتبار این که به پیامبر٦ نسبت داده میشوند، آل ایشان هستند و به اعتبار این که از طریق ولادت رابطه نسبی با آن حضرت پیدا میکنند ذریه و اهل بیت رسول خدا به شمار میآیند.[٢]
اهل بیت: و ذریه رسول خدا بر چهار گروه هستند. سه گروه از آنان مورد غفران الهی هستند لکن یک گروه از این لطف محروم هستند و آنان کسانی هستند که شمشیر از نیام بر کشیده و با اسلاف خود مخالفت نموده و در اثر آن از دایره اسلام خارج شدهاند، چون با ائمه اطهار مخالفت کردهاند. این گروه از شمول روایات خارج هستند.[٣]
بالجمله تعظیم و تکریم دو گروه سابق بالخیرات(پیشتازان در خیرات) و مقتصد(میانه روان) از اهل بیت، به مقتضای امر نبوی در حدیث «أکرموا ذریتی الصالحین لله و الطالحین لی» واجب است؛ چرا که آنان از گروه صالحان هستند. از گروه ظالمان لنفسه اگر مقصود کسانی باشند که بعد از شناخت امام زمان خویش، حسنات و سیئاتشان یکسان باشد، یا فردی باشد که گاه عمل صالح و گاه سیئه انجام میدهد، داخل در غیر صالحان(الطالحین) خواهد بود. این گروه نیز مورد غفران الهی هستند و اکرام و اعظام آنان به خاطر امر رسول خدا٦ واجب است، لکن از گروه ظالمان لنفسه اگر مقصود کسانی باشند که جاهل به امام زمان خویش هستند و حق ایشان را نمی شناسند، اکرام شان واجب نخواهد بود، حتی اکرام، یاری رساندن و محبت آنان نیز جایز نیست، نه به خاطر خدا و نه به خاطر رسول خدا؛ چرا که این گروه به خاطر عدم معرفت به امام عصر خویش دشمن خدا و پیامبرش شده و از این رو، بغض و اهانت به آنان واجب است هر چند که از فرقههای شیعه امامیه باشد.[٤] لکن اگر مقصود از اکرام این گروه، فقط به سبب انتساب آنان به
[١]. معانی الأخبار، باب معنی الظالم لنفسه والمقتصد والسابق، ح٣، ص١٠٥.
[٢]. تفسیر أبی حمزة الثمالی، ص٢٧٧ - ٢٧٨.
[٣]. مکیال المکارم، ص٣٢٣.
[٤]. نجاشی در توصیف وی چنین آورده است: «کان قارئاً فقیهاً وجهاً روی عن أبی عبد الله و أبی جعفر٨ و خرج مع زید و لم یخرج معه من أصحاب أبی جعفر٧ غیره فقطعت یده و کان الذی قطعها یوسف بن عمر بنفسه و مات فی حیاة أبی عبد الله٧ فتوجع لفقده و دعا لولده و أوصی بهم أصحابه» (رجالالنجاشی، ص١٨٣). همین مضمون در دیگر منابع رجالی امامیه تکرار شده است: (رجالالبرقی، ص٣٢؛ رجالابنداود، ص٤٥٩).