١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢ - اصل حمل بر صحت اعتبار و كاربست

او مواجه می‌شویم، با ببری کوهستانی یا موجودی آبزی تفاوتی نخواهد داشت و هیچ گونه فهمی از کار و بار وی نمی‌توانیم به دست دهیم. این واژگان مشترک و شناخته شده، یا هم‌زبانی نیست که امکان فهم دیگران را فراهم می‌کند، بلکه عقلانیت مشترک و قبول چنین فرضی است. تنها با قبول همین فرض است که امکان بیشترین فهم و معقول‌ترین تبیین حاصل می‌شود. در غیر این صورت، از جهت فهم‌ناپذیری، فرقی میان انسان‌های دیگر و حیوانات نخواهد بود. به گفته ویتگنشتاین، «اگر یک شیر می‌توانست حرف بزند، ما نمی‌توانستیم حرف او را بفهمیم»؛[١] زیرا شکاف میان عقلانیت ما و شیرها چنان عمیق است که حتی با هم‌زبانی پر نمی‌شود.

حاصل آن که عقلانی بودن دیگران پیش فرض ضروری برای فهم رفتارشان است و همواره باید توجه داشته باشیم که انسان‌ها دارای مقاصدی هستند و برای رسیدن به آنها زبان و اندام‌های حرکتی خود را به کار می‌گیرند. از این رو، لازم است که رفتار دیگران را «در کل و عموماً» عقلانی بدانیم، اما این به معنای آن نیست که یکایک رفتارهای‌شان عقلانی است.[٢]

اصلی اخلاقی و معرفتی

امروزه در برخی منابع فلسفی و اخلاقی تأکید می‌شود هنگامی که می‌خواهیم دیدگاه رقیب را بیان و نقد کنیم، انصاف، شفقت و خیرخواهی[٣] به خرج داده آن را در بهترین شکل ممکن ارائه نماییم و برای این کار باید نهایت سعی خود را بکنیم تا تبیینی معقول[٤] از آن به دست دهیم.[٥] با تأمل بیشتر در ابعاد این اصل و دیدن بحث‌های مختلف، متوجه می‌شویم که این اصل دو جنبه دارد: اخلاقی و معرفتی. طبق جنبه اخلاقی باید بکوشیم تا بدبینی خود را نسبت به گفتار و رفتار دیگران به حداقل برسانیم و وجهی از نظر اخلاقی مقبول برای آنها فراهم کنیم، مگر آن که خلافش ثابت گردد. افزون بر آن، این اصل جنبه‌ای معرفتی دارد که چندان به آن توجهی نشده است. از این منظر، این اصل فقط بیانگر یک دستور اخلاقی نیست، بلکه توصیه‌ای معرفتی است برای فهم درست‌تر واقعیت و حقیقت. نخست به جنبه اخلاقی این اصل بپردازیم.

١. جنبه اخلاقی

شهید ثانی از این اصل برداشتی بیشتر اخلاقی دارد و در تحلیل آن می‌کوشد. از این منظر، احادیث مربوط را تحلیل و تفسیر کند. وی با حرام شمردن بدبینی نسبت به دیگران تأکید می‌کند


[١]. همان، ص١٨٦.

. [٢٨] پژوهش‌های فلسفی، ص٣٩٣.

[٢]. همان، ص١٩٧.

[٣]. Charity.

[٤]. Plausible.