١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١ - اصل حمل بر صحت اعتبار و كاربست

اصل حمل بر صحت را توصیه‌ای اخلاقی بدانیم، مشکلی پیش نمی‌آید. اما همین که بخواهیم آن را بر اساس معقولیت رفتار دیگران تفسیر نماییم، ناگزیر از پاسخ به این اشکال هستیم. از این رو، نخست باید توضیحی در باره اصل معقولیت اشخاص بدهیم و سپس از معقولیت همین اصل دفاع کنیم. مقصود از عقلانیت یا عقلانیت‌باوری،[١] آن است که اعمال ارادی اشخاص، به نحوی از انحا زاده نوعی تأمل و تفکر، انتخاب و تصمیم است تا جایی که در پس بسیاری از رفتارهای به ظاهر نامعقول می‌توان رد پای نوعی عقلانیت و استدلال منطقی را یافت. از این منظر، همه رفتارهای انسانی، بجز رفتارهای غریزی یا طبیعی و رفلکسی، زادۀ انتخاب است و این انتخاب پس از نوعی ارزیابی و ترجیح صورت می‌گیرد. ترجیح نیز نیازمند معیار و دلیل است. از این رو، هر اقدام آگاهانه فرد مبتنی بر نوعی استدلال یا عقلانیت است. در نتیجه «عاملان انسانی ضرورتاً عقلانی هستند»؛[٢] به این معنا که برای کار خود و انتخابی که کرده‌اند، دلیلی دارند. هر چند خود این دلیل ممکن است ناموجه باشد. از این رو، می‌توان گفت که انسان‌ها در مجموع عقلانی رفتار می‌کنند، مگر آن که خلافش ثابت شود.

اما چرا باید این فرض را پذیرفت و رفتار انسان‌ها را عقلانی دانست؟ پاسخ، آن است که در غیر این صورت، هیچ راهی برای فهم دلیل رفتار دیگران نخواهیم داشت. به نوشته برایان فی:

اگر ما فرض را بر این نگذاریم که عاملان عقلانی عمل می‌کنند، هیچ راهی نخواهیم داشت که معین کنیم باورها و تمنیات یک شخص چیست؛ چون اگر پیش فرض عقلانیت را نداشته باشیم، هیچ حد و مرزی در مورد انواع تفاسیری _ که در مورد حالت‌های روانشناختی عامل می‌توان تصور کرد _ وجود نخواهد داشت.[٣]

به این معنا که تنها راه فهم رفتار دیگران و در مواردی پیش‌بینی اقدامات آنان همین فرض معقولیت است. بر اساس این فرض، هنگامی که از کسی پرسشی می‌کنیم، منطقاً انتظار داریم به ما پاسخی دهد، نه آن که مثلاً روی دستانش بالانس بزند و هنگامی که به کسی سلام می‌کنیم توقع داریم، علیکی بشنویم، نه آن که کفشی به سویمان پرتاب کند. حتی اگر همین اتفاق بیفتد، باز به دلیل انسان بودن ناگزیریم این عمل بی‌ادبانه و نامعقول را تفسیری معقول کنیم و بگوییم احتمالاً از دست ما خشمگین است یا ما را با دیگری اشتباه گرفته و یا آن که سلام ما را به صورت دشنام شنیده است و احتمالات متعدد دیگر. این تلاش‌ها برای آن است که اساساً تصوری از رفتار غیر معقول شخصی که به وی سلام کرده‌ایم، نداریم. تنها فرض معقولیت است که اجازه می‌دهد تا امکان گفتگو با دیگران و فهم آنان برای ما فراهم گردد و در صورت کنار نهادن آن، انسانی که با


. [٢٤] مانند، مواد ٢٢٣، ١٢١٣، ٨٣٦، ٦٠١، ١٢٧٧، ٧٦٢، ٥٣٢، ٦٩٩، ١٠٦٧و ١٢٩٢ قانون مدنی.

[١]. Rationalism.

[٢]. فلسفه امروزین علوم اجتماعی با نگرش چند فرهنگی، ص١٧١.