علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٩ - نقش غالیان در اشتهار تهمت غلو به جابر جعفی
آدمیان[١] به شکل ادوار و اکوار به جابر منسوب شده است.[٢] همچنین پیشگوییهایی در باره حوادث آینده در روایات جابر به چشم میخورد که به احتمال فراوان از ساختههای غلات است؛ برای نمونه میتوان به روایاتی اشاره کرد که نزاعهای داخلی خاندان عباسی و حوادثی دیگر را پیشگویی میکند[٣] و یا روایتی دیگر که قیام ابو السرایا را در سال ١٩٩ق، پیشگوی میکند.[٤] دفن امام رضا٧ در خراسان،[٥] حفر کانال آب کوفه در زمان منصور عباسی،[٦] امارت منصور بن جمهور بر کوفه[٧] و خلافت عمر بن عبد العزیز،[٨] از دیگر پیشگوییهای منسوب به جابر است.[٩] عجیب آن که در تاریخ یعقوبی نیز، ماجرای عجیب ملاقات قحطبه، یکی از رجال دولت عباسی در اواخر دولت بنی امیه، با جابر جعفی و خبر دادن جابر از آینده قحطبه، نقل شده است.[١٠]
در میان روایات منسوب به وی، روایاتی وجود دارد که با حقایق معروف تاریخی ناسازگار است؛ برای نمونه یکی از آنها نشان میدهد که امام باقر٧ در زمان امامت خود، جابر را گسیل میدارد تا جابر بن عبد الله انصاری صحابی معروف پیامبر٦ را به حضور ایشان فراخواند تا در باره موضوعی شهادت دهد.[١١] جالب آن جاست که این صحابی پیامبر٦ سالها قبل از امامت امام باقر٧، به سال ٧٩ (یا ٧٧ و یا ٧٨ق)، درگذشته بود.[١٢]
نسبتهای دروغ به جابر، امری غیر عادی نیست؛ چنان که در نخستین سالهای پس از وفات جابر، عبد الله بن حارث، رهبر پیروان عبد الله بن معاویه طالبی _ که پس از قتل او به این مقام رسید _ افکار و اندیشههای غالیانهای (مانند اعتقاد به تناسخ، اظلّه و دور)[١٣] را مطرح کرده و
[١]. الرجال، ص٧٥؛ وسائل الشیعة، ج٣٠، ص٣٢٩.
[٢]. تنقیح المقال، ج١، ص٢٠٣ - ٢٠٤؛ صاحب روضات نیز جابر را صاحب درجات و منازل و حاملان اسرار اهل بیت سلام الله علیهم معرفی کرده است؛ روضات الجنات، ج١، ص٢٣٦ - ٢٣٧، ج٢، ص١٤٢ - ١٤٣.
[٣]. معجم رجال الحدیث، ج٤، ص٣٤٤- ٣٤٥.
[٤]. الجامع فی الرجال، ج١، ص٣٥٢.
. [٦٥٢] در مورد برخی روایاتی که غالیان به جابر نسبت دادهاند، ر.ک:
Halm، Die Islamische Gnosis، pp.٩٦ – ١١٢; Modarressi، Tradition and Survival...، ١، p.٩٣.
[٥]. برای روایتی غالیانه به نقل از جابر جعفی در فضیلت سلمان، ر.ک: نفس الرحمن فی فضائل سلمان، ص٢٦٨ - ٢٦٩.
[٦]. در مورد وی، ر.ک: معجم رجال الحدیث، ج٨، ص١٢٦ - ١٣١.
[٧]. الاختصاص، ص٢١٦؛ رجال النجاشی، ص١٥٦؛ ر.ک: Modarressi، Tradition and Survival...، ١، p.٨٩.
[٨]. روایتی دیگر با منشأ غالیانه از رجال الکشی، میگوید که علم ائمه: به چهار نفر منتهی میشد که عبارتاند از: سلمان فارسی، جابر [جعفی]،...؛ ر.ک: رجال الکشی، ص٤٨٥ ؛ منتهی المقال، ج٢، ص٢١٩؛ تنقیح المقال، ج١، ص٢٠٣؛ و نیز:
Modarressi، Tradition and Survival...، ١، p.٨٩.
[٩]. ر.ک: «اصل»، در: الاصول ستة عشر، ص٨٠ ؛ رجال الکشی، ص١٩٥ - ١٩٨؛ خاتمة مستدرک، ج٤، ص٢٠٥.
[١٠]. الهدایة الکبری، ص١٢٨ - ١٢٩، ١٦٠، ٢١٥ - ٢١٦، ٢٢٦ - ٢٣٢، ٢٣٩ - ٢٤٠.
[١١]. همان، ص٤١ - ٤٣، ٧٠ - ٧٣، ١٢٤، ١٥٣ - ١٥٤.
[١٢]. در باره مقالات باطنی غالیان، ر.ک: تاریخ العقیدة الشیعیة و فرقها، ص١١٣ - ١١٨.