علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٧ - نقش غالیان در اشتهار تهمت غلو به جابر جعفی
حق این است که او از راویان جلیل القدر، اعاظم ثقات، بلکه از حاملان اسرار اهل بیت علیهم السلام و حافظان گنجهای اخبار آنان است.[١]
رجال شناسان شیعه و جابر جعفی
در میان رجالیان شیعه، نجاشی[٢] و به پیروی از او ابن داوود حلی،[٣] جابر جعفی را تضعیف کردهاند؛ اما ابن غضایری، با آن که بیشتر به جرح راویان پرداخته؛[٤] جابر را ثقه دانسته است.[٥] عبدالجلیل قزوینی رازی نیز او را از روات و ثقات ائمه: معرفی کرده است.[٦]
با وجود این اختلافات در باره وثاقت و عدم وثاقت وی، محدثان، رجالیان و شرح حال نگاران متأخر امامی عموماً در صدد توثیق وی برآمدهاند و روایاتی را که در نکوهش او وارد شده، توجیه کردهاند.[٧] از این میان، حر عاملی ضمن اشاره به اختلاف اقوال در باره جابر جعفی، وثاقت وی را مرجح دانسته، معتقد است که با وجود اختلافات روایات در مدح و ذم وی و این که اکثر رجالیان او را تضعیف کردهاند، آن چه از ظاهر احادیث برمیآید، مدح وی است و آن چه در ذم او وارد شده مبنی بر تقیه است.[٨] مامقانی تنها به توثیق وی اکتفا نکرده و در باره او مینویسد:
آنچه از مجموع اخبار مستفاد میشود، این است که این مرد در نهایت جلالت بوده و نزد صادقین: منزلتی عظیم داشته است. بلکه او اهل اسرار آن دو بزرگوار و مورد الطاف خاص و عنایت مخصوص ایشان بوده و در اموری که ائمه: غیر از خواص آگاه به اسرار و مناقب اهل بیت:، بر آن امین نمیشمردند، امین آنان بوده است.[٩]
رجالی معاصر شیعه، سید ابوالقاسم خویی، تمامی علل تضعیف وی را در منابع شیعی توجیه کرده، نه تنها جابر را از ثقات جلیل القدر معرفی کرده، بلکه چون مامقانی، وی را محرم اسرار اهل
[١]. مردمان سستاعتقاد و مستضعف فکریاست. ر.ک: التعلیقة علی اختیار معرفة الرجال، ج٢، ص٤٣٧ - ٤٣٨.
[٢]. رجال الکشی، ص١٩٣، ٣٧٣؛ عبد الله بن جبلة کنانی راوی این روایت بر این نظر بوده که امام٧، خود ذریح را نیز از سفله محسوب کردهاند؛ حر عاملی با وجود ورود مدح و ذم ذریح در رجالالکشی مدح را مرجح دانسته و به روایتی از من لایحضره الفقیه استشهاد کرده است. مجلسی نیز ذریح را توثیق کرده است. از این رو نمیتوان او را از سفله محسوب نمود؛ ر.ک: من لایحضره الفقیه، ج٢، ص٤٨٥ - ٤٨٦؛ الرجال، ص١١٩؛ الوجیزة فی الرجال، ص٧٨.
[٣]. برای روایتی مشابه از امام صادق٧ خطاب به مفضل، ر.ک: رجال الکشی، ص١٩٢.
[٤]. تنقیح المقال، ج١، ص٢٠٣- ٢٠٤.
[٥]. رجال النجاشی، ص١٢٨.
[٦]. خاتمة مستدرک، ج٤، ص٢١٨؛ تهذیب المقال، ج٥، ص٩٣؛ ر.ک: الجامع فی الرجال، ج١، ص٣٥٣.
. [٦٣٤] نجاشی نص شعر را نیاورده و تنها به مضمون آن اشاره کرده است.
[٧]. ابو علی حائری نیز استناد به اشعار در طعن جابر را از فردی مانند نجاشی غریب دانسته است؛ منتهی المقال، ج٢، ص٢١٩.
[٨]. رجال النجاشی، ص١٢٨.