علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٦ - نقش غالیان در اشتهار تهمت غلو به جابر جعفی
انحراف به سمت غلو است و نه فساد عقل. محدث نوری و موحد ابطحی _ که کتاب نجاشی را شرح نموده است _ از این کلام نجاشی ابراز تعجب کرده، نوشتهاند:
عجیب است که نجاشی به اشعاری که استادش مفید در مورد اختلاط جابر خوانده، استناد میکند، ولی اعتماد مفید و سایر مشایخ مانند: کلینی، صدوق، طوسی و دیگران به روایات او و روایات فراوان وی در کتب متقدم و احادیث وارد شده را در مدح وی نادیده میگیرد.[١]
عامل دیگری که پذیرش کلام نجاشی را دشوار میکند، این است که وی در این مورد به اشعار استادش مفید[٢] استناد میکند[٣] و مستند دیگری جز این که راویان احادیث او ضعفا هستند، ارائه نمیدهد؛[٤] اما خود مفید در رساله عددیه، جابر بن یزید را از فقهایی دانسته که طعن و ذمی بر آنان وارد نیست.[٥]
محدث نوری و مامقانی در حل این تعارض چنین گفتهاند که ممکن است مفید این اشعار را از باب حکایت و نه از باب اعتقاد به صدق مضمونش خوانده باشد. به نظر نوری، شاید این اشعار به مطالبی که ضعفا به جابر نسبت دادهاند، اشاره داشته است و بنا بر این، ضعفی متوجه جابر نمیشود؛ و چنان که متذکر شدهاند، به هر حال، اکنون، شاعری که این اشعار را سروده برای ما مجهول است.[٦] واضح است که ضعیف بودن راویان احادیث جابر جعفی نیز _ که نجاشی آن را دلیلی بر مختلط بودن خود وی دانسته _ دلیل بر ضعف خود او نمیشود؛ چنان که ابن غضایری بدان تصریح کرده است.[٧]
در باره شبهه مختلط بودن جابر، بیان محدث نوری شایان توجه است. او بر این نظر است که مبنای شماری از عالمان شیعی قرون اولیه اسلامی _ که جابربن یزید را توثیق نکردهاند _ این بوده است که برخی مسائل در باره معارف در نزد آنان مُنکَر و نادرست محسوب میشده و معتقدِ به آن را گمراه و مختلط میدانستهاند؛ از جمله عالم ذَرّ و اَظلّه نزد شیخ مفید و طی الارض نزد سیدمرتضی و وجود بهشت و جهنم در زمان حاضر نزد سیّد رضی؛ در حالی که این معارف در عصر ما در حکم ضروریات به شمار میروند. بنا بر این، نسبت اختلاط دادن به وی به منزله اعتراف به دستیابی او به مقامات عالیه در معارف است.[٨] او در جای دیگری مینویسد:
[١]. فرق الشیعه، ص٣٤ - ٣٥.
[٢]. منتهی المقال، ج٢، ص٢١٨ - ٢١٩.
[٣]. رجال الکشی، ص١٩١ - ١٩٢.
[٤]. الکافی، ج١، ص٣٠٧؛ و نیز ر.ک: بصائر الدرجات، ص٤٧٩ - ٤٨٠.
[٥]. فرق الشیعه، ص٣٤ - ٣٥؛ تاریخ العقیدة الشیعیة و فرقها، ص١٠٣ و ١٢٢ - ١٢٥.
[٦]. منتهی المقال، ج٢، ص٢١٧ - ٢١٨.
[٧]. رجال الخاقانی، ص٥٦.
[٨]. التفسیر والمفسرون، ج١، ص٤٢٢.