علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٥٣ - منابع غیر مستقیم فن رجال؛ گونهها و کاربردها از نگاه علامه شوشتری در قاموس الرجال
و ... از این منابع غیر مستقیم بسیار بهره بردهاند. شبیری زنجانی در باره این ویژگی قاموس الرجال میگوید:
... ایشان در اثر کثرت تنبیهات و کثرت احاطهای که بر علم رجال داشتهاند، گاهی مطلب دور از ذهنی را از یک مطلب شعری یا یک مطلب تاریخی برای موضوع رجالی کشف کردهاند و برای مطالب رجالی به کار بردهاند و این ابتکاری است که کمتر کسی دارد ... ایشان چون در رجال سیر کرده و جهات تاریک و مبهم رجال را میداند، یک وقت در شعری مطلبی مییابد که متنبه میشود که این شعر آن نقطه تاریک را روشن میکند ...[١]
برخی از منابعی که شوشتری در این زمینه از آنها استفاده میکند، عبارتاند از: شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید؛ جمهرة اللغة ابن درید؛ تاریخ مدینة دمشق ابن عساکر؛ المعارف ابن قتیبه دینوری؛ حلیة الاولیاء ابو نعیم اصفهانی ؛ البیان و التبیین و الحیوان ابو عمرو جاحظ؛ الانساب سمعانی؛ الكامل فی اللغة مبرد؛ تاریخ الطبری؛ تاریخ الیعقوبی؛ مروج الذهب مسعودی؛ الانساب بلاذری؛ مقاتل الطالبیین؛ صفین نصربن مزاحم و ...
شوشتری این منابع غیر مستقیم (اطلاعات رجالی منابع غیر رجالی)را عموماً با چهار رویکرد به کاربرده است:
الف. معرفی و ارزیابی راویان؛ از رد پاهای رجالی در کتب تاریخی، حدیثی، و ... میتوان در معرفی و ارزیابی راویانی که در کتب رجالی معرفی و ارزیابی نشدهاند، بهره گرفت.
شوشتری با همین منبع، گهگاه عنوان یک راوی را به کتب رجال افزوده است؛ برای مثال، وی نام «ابان ابن محمود»را به عنوان یکی از راویان ائمه: از کتاب ابن ابی الحدید یافته و او را در کتاب رجالی خود آورده است.[٢] در کتاب ابن ابی الحدید آمده است:
... روی ان رجلاً من الشیعة و هو ابان ابن محمود كتب الی الرضا٧ انی قد شككت ...[٣]
شوشتری در شرح حال «معافی بن عمران» عبارت فهرست الطوسی را در باره او میآوردکه: «له کتاب رواه محمد بن عبدالله بن عمار».[٤] شوشتری در ارزیابی و تعیین وثاقت و امامی بودن او از کتاب تاریخ بغداد استفاده میکند و سکوت خطیب در باره مذهب او را به معنای عامی بودن او برمیشمارد. شوشتری بر اساس روایتی در آن کتاب حکم به ناصبی بودن او کرده است؛ زیرا خطیب در کتابش آورده است:
[١]. همان جا؛ «شیخ محمد تقی شوشتری و انتقادهای رجالی او»، ص٦٨.
[٢]. در سوگ آفتاب شوشتر، ص٤٦.
[٣]. شوشتری در آثارش، بویژه قاموس الرجال از این مباحث با عنوان «فن رجال» یاد میکند.
[٤]. قاموس الرجال، منشورات نشر الکتب، ج١، ص١٨.