علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٧٢ - بررسی و نقد سند و متن حدیث «کنز مخفی»
استناد قرار گرفته، حدیث «کنز مخفی» است. این حدیث _ که به موضوع فلسفه آفرینش مربوط میشود _ در متون عرفانی[١] و نیز کتابهای فلسفی[٢] و گاه در متون تفسیری[٣] و غیره[٤] آمده است. شهرت حدیث به اندازهای است که کمتر کسی در اصل اعتبار آن تشکیک میکند و بیشتر تلقی میشود که اصل آن خدشه ناپذیر باشد.
درجه اهمیت و صیت شهرت حدیث به قدری بالا گرفته که بیش از ده شرح و توضیح مستقل برای آن نگاشتهاند و بیشتر آنها در ضمن کتابهای عرفانی و فلسفی وجود دارد؛ به عنوان نمونه برخی از آنها عبارتاند از: شرح حدیث «کنت کنزاً مخفیّاً»، منسوب به نجم الدین[٥]، شرح حدیث «کنت کنزاً مخفیّاً»، تألیف بالی حلیفة در قرن دهم هجری[٦]، الرسالة الكاشفة فی شرح حدیث «کنت کنزاً مخفیّاً»، تألیف صباح الدین علی بن علی شعوری بالیکسری[٧]، الاعیان الثابتة(شرح حدیث قدسی «کنت کنزاً مخفیّاً») که در ضمن کتاب کلمات المحققین چاپ شده است[٨] و حل مشکل معنای حدیث «كنت كنزاً مخفیّاً» که به شکل نسخه خطی بوده و در کتابخانه ملی موجود است.[٩]
مهمتر آن که این حدیث توسط فیلسوفان، عارفان و فقیهان بزرگی شرح و توضیح داده شده که مراتب علمی آنان بر کسی پوشیده نیست؛ بزرگانی چون: صدرالمتألهین،[١٠] فیض کاشانی،[١١] ملا احمد نراقی،[١٢] مرحوم شاه آبادی[١٣] و امام خمینی٥[١٤] از این جملهاند.
رویکرد عالمانی که این حدیث را مورد استناد قرار دادهاند، گویا مبتنی بر تأیید و پذیرش اصل آن به عنوان حدیث قدسی است. اما از سوی دیگر، دانشمندانی که بیشتر آنان محدثاند، این حدیث را جعلی دانستهاند. بنا بر این، محقق با دیدگاههای متناقض و پراکندهای در رد یا قبول این حدیث رو به رو میگردد. با توجه به این که تحقیق مستقلی با رویکرد علم الحدیثی نسبت به
[١]. در این کتاب خبری طولانی از گفتگوی جابر با امام صادق٧ تحت عنوان «کتاب شرح السبعین الذین لا ینجبون و نعت نعوتهم و اجناسهم و اصنافهم» آمده است (همان، ص٢٨ - ٤٩).
[٢]. الله العلی الکبیر و النبأ العظیم...، صراط مستقیم و جبل منیع و عروة الوثقی...
[٣]. انا العلی الکبیر، الأحد القدیم معنی الحقائق و غیب العقول، لا أدرک بغایة، و لا احد بمعنی، و انا العلی العظیم...
[٤]. الفرقة الهامشیة فی الاسلام، ص٥٤٣ - ٥٤٤.
[٥]. این رساله به تحقیق ر. شتروطمان (R.Strothman) منتشر شده است، در:
Estorische Sonderthemen Bei Den Nusairi، Berlin، ١٩٧٨.
ر.ک: الفرقة الهامشیة فی الاسلام، همان، ص٤٦٤.
[٦]. در باره این کتاب، ر.ک: «ام الکتاب»، ص٢٣٢ - ٢٣٤.
Halm، Die Islamische Gnosis، pp.١١٣ – ١٩٨; W.Ivanow، "Ummu'l – Kitāb"، Der Islam، pp.١ – ١٥.
[٧]. ر.ک: ام الکتاب، ص١٣ - ١٦و ١٦ - ٢٠؛ در این باره ر.ک:
Halm، Die Islamische Gnosis، pp.١٣٩ – ١٩٨.
[٨]. See.Jafri، The Origins and Early Development of Shi'a Islam، p.٣٠٢ – ٣٠٣.
[٩]. شاید مراد از وی، فردی به نام جعفر بن ابراهیم جعفی باشد که نام او در شمار اصحاب امام باقر٧ آمده است؛ طوسی، رجال، ص١٢٩.
[١٠]. صعصعه از اصحاب امیر المؤمنین علی٧ بوده و امام باقر٧ را درک نکرده است؛ ر.ک: طوسی، همان، ص٦٩؛ طرائف المقال، ج٢، ص٨٩.
[١١]. در این کتاب منظور از این اصطلاح کسانی هستند که به نور امامان: هدایت شدند و به خدایی آن بزرگواران عارف گشتند.یعنی کسانی که از دیدگاه بدنه اصلی شیعه غالیانی گمراه هستند و در کفر و نجاست آنان تردیدی نیست؛ برای نمونه ر.ک: مستند الشیعة، ج١، ص٢٠٤؛ مختصر الأحکام، ص٩.
[١٢]. در مجموع الاعیاد، جابر جعفی از امام باقر٧ با عنوان «باقر النور» یاد کرده است.مجموع الاعیاد، ص٨٩.
[١٣]. ام الکتاب، ص٩ - ١٠.
[١٤] دانشجوی دکتری دانشکده الهیات فردوسی مشهد.