١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٥ - اصل حمل بر صحت اعتبار و كاربست

 

حماقت بیش از حد مخاطب احتمال کمتری دارد تا ترجمه نادرست رفتار وی.[١]

با این همه، گاه وسوسه می‌شویم تا از کاربست این اصل در موارد ابهام بپرهیزیم و حمل بر صحت را در این موارد برابر با قربانی شدن ساده‌لوحی خود بدانیم، به خصوص این وسوسه هنگامی نیرومند می‌شود که، همچون نراقی، مدعی شویم در زمانی زندگی می‌کنیم که در آن بدی بر نیکی چیره است و هر کس خوش‌بینی پیشه کند، فریب‌خورده است. در این گونه موارد است که گاه با استناد به برخی احادیث در پی آن بر می‌آییم تا عمل خود را موجه و بدبینی خویش را مجاز سازیم و بدین ترتیب، اصل حمل بر صحت را کنار بگذاریم. این کار دشواری نیست و هر کس می‌تواند مثال‌هایی از ساده‌لوحی دیگران و فریب‌خوردگی‌شان به دست دهد. نتیجه عملی چنین باوری آن است که بیشتر اصل حمل بر صحت را نادیده گرفته و آن را کنار می‌گذاریم و یا درست بر ضد آن، حمل بر «فساد» می‌کنیم. این رفتار، ممکن است در یک یا دو مورد سودمند باشد. با این حال، در مجموع زیان‌بخش است و زاده سوء فهمی عمیق. به نوشتۀ هیو لافولت،[٢] فیلسوف اخلاق معاصر، چنین نگرشی بر دو ادعا استوار است: یکی آن که مردم در پی سوء استفاده از ما هستند، و دیگر آن که موضع دفاعی و بسته در قبال دیگران داشتن اخلاقاً مطلوب است. در صورتی که این دو ادعا مخدوش هستند یا جای تردید دارند.[٣] چنین نگاهی بیش از آن که زادۀ تجربه فراوان و پختگی شخص باشد، نتیجه شناخت سطحی و تمرکز بیش از حد بر خویشتن است. در اصل، با تفسیر نادرست خود از رفتار دیگران است که فکر می‌کنیم آنان بدخواه هستند و باید نسبت به آنها هشیار بود. مهم‌تر آن که به فرض که مردم انگیزه‌های نادرستی داشته باشند، این شیوه تفکر و موضع دفاعی گرفتن، آن انگیزه‌ها را تشدید خواهد کرد و اگر ما در پی بهبود وضع مردم باشیم، راه به جایی نخواهیم برد.[٤]

از این رو، باید افق دید خود را گسترش دهیم و نگرشمان را اصلاح کنیم. برای این کار، باید در خود نوعی زودباوری آگاهانه را در خود پرورش دهیم که لافولت نامش را ساده‌لوحی پرورده شده،[٥] می‌گذارد. مقصود از این خصلت آن است که آگاهانه بکوشیم تا به جای دیدن و تمرکز بر خطاها و انگیزه‌های نادرست، نیکی‌ها و انگیزه‌های خوب را ببینیم.[٦] احتمال دارد که این شیوه در مواردی به زیان ما باشد، اما کنار نهادن آن، بی‌گمان ما را قربانی بدبینی‌مان خواهد کرد.[٧]


. [٩٠] نهج‌البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدی، نامه٣١، ص٣٠١.

[١].The Philosopher's Toolkit: A compendium of Philosophical Concepts and Methods, p.١١٥.

[٢].Hugh LaFollette.

[٣].The Practice of Ethics, p.٢٩١.

[٤]. Ibid, p.٢٩٢.

[٥].Cultivated naivety.

[٦]. Ibid, p.٢٩٣.