علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٧ - روششناسی نقد و فهم حدیث در تفسیر المنار
به دو دليل اصلي در اين احاديث طعن وارد ميكند كه به نتايج اجتماعي ـ سياسي آن برميگردد: يكي آنكه اين فكر سبب تفرقه و ايجاد فتنههاي زيادي ميان مسلمانان شده است و در كشورهاي مختلف برخي از اين مسأله سوء استفاده كردهاند كه آخرين آنها مهدي سوداني بود و قبل آن نيز فتنة باب در ايران رخ داد؛ چه خونهاي زيادي كه در اين حوادث ريخته شد و چه گمراهاني كه دعوت مدعيان مهدويت را اجابت كردند.[١] دليل ديگر، آن است كه مسلمانان با اتكا به عقيدة مهدي به سستي و خمودي گراييدهاند و دست از ياري و نصرت دين برداشتهاند، به اميد آنكه مهدي خروج خواهد كرد و جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود.[٢]
به نظر ميرسد به کارگيري اين معيار در رد احاديث قابل مناقشه باشد؛ زيرا اگر سوء استفادة سودجويان و دشمنان اسلام از عقيدهاي از عقايد مسلمانان دليل بر رد آن عقيده باشد، بايد عقيدة نبوت و حتي الوهيت را منكر شويم؛ زيرا از اين دو عقيده نيز همانند عقيده مهدويت سوء استفاده شده است؛ چه پاسخ مناسبي فهد رومي به اين شيوة نقد روايت داده، آنجا كه مينويسد:
و لو شككنا في كل عقيدة للمسلمين يستغلها أعداء الإسلام لخشينا أن لا يبقي من الإسلام شيء حتی اسمه.[٣]
نتيجه
١. استفاده كم المنار از روايات موجب شده كه در اين تفسير كمتر شاهد نقاديهاي موشكافانه و عالمانه و همچنين تحقيق در فهم معنا و مفهوم احاديث باشيم؛ اما به دليل دیدگاههای ويژهاي كه در آرا و اقوال مؤلفان المنار ديده ميشود ـ كه بعضاً با قواعد و اصول حديثي و فقهي اهل سنت، ناسازگار
است ـ مباحث روايي المنار نيز اهميتي خاص پيدا ميكند.
٢. روايات تفسيري، بويژه در شرح و تفسير آيات كمتر مورد توجه المنار بوده و حجم متنابهي از روايات در مباحث استطرادي به كار گرفته است.
٣. اشتباهات فاحش مؤلف المنار در حوزه حديث بيانگر عدم تبحر وي در اين زمينه است.
٤. برخي از دیدگاههای صاحب المنار همسو با عقاید شيعيان و مخالف جمهور اهل سنت
است؛ همانند عادل نبودن جميع صحابه، حجيت نداشتن مراسيل آنها، صحيح نبودن تمام احاديث صحيحين و...
٥. نقد متني در المنار گستره بيشتري نسبت به نقد سندي دارد. با اين وجود، مؤلف المنار در نقد متن برخي احاديث از معيارهايي بهره گرفته که صحيح به نظر نميرسد؛ همانند نقد احاديث مهدي٤، احاديث انشقاق قمر و... .
.[٥٤٦] همان، ج١٩، ص٦٤.
.[٥٤٧] المنار، ج١، ص٣٣٦ و ٤٢٣؛ ج٢، ص٤٩٢ به بعد.
[١]. سوره بقره، آيه ٦٥.