علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩١ - روششناسی نقد و فهم حدیث در تفسیر المنار
و لكن في هذه الاحاديث اختلافاً و تعارضاً.[١]
وي، در ادامه، به تقسيمات گوناگون علما در خصوص انواع اشراط الساعة پرداخته و به شكلي اختلاف شديدي را كه در اينگونه روايات وجود دارد، گوشزد ميكند.[٢]
همو در رد احاديث دجال به پنج دليل استناد كرده و در دليل پنجم خود، از تعارض آنها سخن گفته و اين تعارض را به حدي دانسته كه موجب رد اين روايات ميشود:
خامسها: أنها متعارضة تعارضاً كثيراً يوجب تساقطها.[٣]
رشيد رضا، در ادامه، برخي از وجوه تعارض روايات دجال را برشمرده و متذكر ميشود كه برخي از شارحان صحيحين سعي كردهاند، با تكلف، ميان اين روايات متعارض جمع كنند كه در نظر محققان پذيرفته نيست.[٤]
رشيد رضا با همين معيار به نقد و رد احاديث مهدي نيز ميرود. او در كنار ادله ديگري كه براي رد احاديث مهدي برشمرده، به تعارض اين روايات اشاره كرده و بيان ميكند كه تعارض در روايات مهدي نسبت به احاديث قبلي آشكارتر و شديدتر است:
و أ ما التعارض في احاديث المهدي فهو أقوی و أظهر، و الجمع بين الروايات فيها أعسر و المنكرون لها أكثر.[٥]
حتي ميگويد به همين دليل است كه صحيحين روايات مهدي را نقل نكردهاند . رشيد رضا دربارة احاديث مهدي به ريشهيابي اختلاف و تعارض اين روايات پرداخته و مدعي ميشود كه علت اين اختلاف آن است كه شيعيان جهت قرار دادن خلافت در فرزندان امام علي٧، اين احاديث را وضع كرده و بني عباس نيز احاديثي را به نفع خود جعل كردند و بدينسان اختلاف شديدي در اين روايات به وجود آمد.[٦]
دربارة به کارگيري اين معيار در المنار بايد بگوييم که رشيد رضا به قدر مشترك روايت مختلف و متعارض توجه نداشته است؛ به عنوان مثال، به گفتة محدثان اهل سنت در ميان احاديث مهدي٤، حديث صحيح و حسن وجود دارد؛ چنانكه حديث ضعيف و موضوع نيز يافت ميشود و آن مقدار از احاديث مهدي ـ كه صحيح و يا حسن هستند ـ ، اختلاف و تعارضي ندارند و به حد تواتر معنوي ميرسند. بسياري از محدثان اهل سنت به تواتر آن اشاره كردهاند؛ همچون سخاوي در فتح المغيث،[٧] ابنحجر در تهذيب التهذيب.[٨] با اين وجود، مشخص نيست چرا رشيد رضا به اين اقوال توجه نكرده و ادعا كرده است كه:
[١]. همان، ج٨، ص١٤٩.
.[٥١١] همان، ج٨، ص١٥٣ و ١٥٦.
.[٥١٢] همان، ج٩، ص٤٩٨ يا ٤٩٩.
.[٥١٣] همان، ج٩، ص٥٢١.
.[٥١٤] همان، ج١١، ص١٧٠.
.[٥١٥] همان، ج١، ص٨٥.
.[٥١٦] همان، ج٤، ص٢٢٦؛ همچنين رك: همان، ج٥، ص١٥.
.[٥١٧] همان، ج٩، ص٤٨٣.