علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٠ - معرفی و روششناسی شرح نهجالبلاغه ابنمیثم بحرانی
و سبب هذا الکتاب أنّ معاویة کان قد بعث إلی مکة في موسم الحج و اجتماع العرب بها دعاةً یدعون إلی طاعته و یثبطون العرب مِن نصرة عليّ٧ و ...[١]
٣. آوردن نامۀ نخست یا آغازگر:
در شرح نامهها، اگر نامۀ امام علی٧ در جواب به نامۀ کسی نوشته شده باشد، شارح، گاه متن کامل نامۀ آن شخص و گاه بخشی از آن را آورده است. البته این مؤلفه را میتوان زیر مجموعۀ مؤلفۀ پیشین هم دانست؛ زیرا نامۀ نخست، در اصل، سبب ورود نامۀ جواب است؛ اما به هر رو، این دو برای توضیح و تفصیل بیشتر در ذیل دو مؤلفۀ جداگانه آورده شدهاند؛ مثلاً در ذیل شرح نامۀ هفتم آمده است:
أقول: هذا جواب لفصل ذکره معاویة فی کتابه و صورتُه: و لَعمري ما حجّتك علی أهل الشام کحجّتك علی أهل البصرة و لا حجّتك عليَّ کحجّتك علی طلحة و الزبیر، لأنّهما بایَعاكَ و لم أبایعكَ.[٢]
یا در شرح نامۀ هفدهم ـ که به معاویه است ـ نامۀ معاویه که تقدم زمانی نسبت به نامۀ امام داشته، پیش از پرداختن به شرح، نقل شده است.[٣]
٤. ذکر تاریخ صدور کلام:
در مواردی که مؤلف به تاریخ صدور کلام دست یافته باشد یا ذکر تاریخ صدور را لازم بداند، تاریخ صدور را ذکر کرده است. در شرح نامهها نیز اگر تاریخ نگارش نامه مبهم بوده یا توسط سیدرضی ذکر نشده باشد، آن را مشخص کرده است؛ مثلاً پس از آوردن متن خطبۀ چهارم آورده است:
أقول: رُوي أنّ هذه الخطبة خطب بها أمیرالمؤمنین٧ بعد قتل طلحة و الزبیر.[٤]
مثال دیگر: پیش از شرح نامه ٢٣ چنین آورده شده است:
أقول: هذا الفصل قاله٧ في بعض أیامِ مرضه قبل موته.[٥]
٥. مشخص کردن مخاطب یا مخاطبان کلام یا نامۀ امام٧:
مؤلف، در پارهای از موارد، مخاطب یا مخاطبان کلام یا نامۀ حضرت امیر٧ را هم مشخص کرده است؛ مثلاً دربارۀ مخاطبان خطبۀ چهارم آورده است:
و الخطاب لحاضِري الوقت مِن قریش المخالفین له مع طلحة و الزبیر و إن صدق في
حقّ غیرهم.[٦]
[١].مقدمة شرح نهج البلاغة، ص١١.
[٢]. همان، ص١١-١٢.
[٣]. همان، ص١١.
[٤]. شمارههای ذکر شده برای خطبهها، نامهها و کلمات قصار در این مقاله، مطابق نسخۀ ابن میثم است که در پارهای موارد، با اندکي اختلاف، در دیگر نسخهها هم به همان شماره آمدهاند؛ اما گاه این اختلاف، بسیار زیاد است این اختلاف بسیار، چنانکه مؤلف در جلد سوم شرح، ص٣٨٤ اشاره کرده است، ناشی از اختلاف نسخۀ برگزیدۀ ابن میثم با دیگر نسخههاست.
[٥].شرح نهجالبلاغة، ج٢، ص٥٠.
[٦]. همان، ج٥، ص٦٩.