علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٧٣ - کاستیها و لغزشهای یک نوشته در گزارش زندگي فضل بن شاذان
با توجه به مرجعیّت کتاب که ماندگاری آن برای قرون متمادی رقم خواهد خورد و افزون بر آن از رهگذر برخوردار بودن از نام والا و شعف زای«تشیّع» و ویژه شدن در آن ساحت و از سوی سوم پرداختن به يكي از بزرگترین و نامورترین پیشوایان و مرزبانان سنگرهای اعتقادی و فقاهتي مکتب اهل بیت در سده سوم که بیتردید در قلمرو جغرافیایی از بغداد تا خاور دور، بیهمتا و بینظیر بوده، میطلبد که متنی سره، پیراسته، سنگین و استوار به نگارش در آید. این جانب، به ترتیب روند و چینش آن متن، نکاتی را ياد آوري نموده، و امید وارم که از این رهگذر انگیزه و عاملی در بازنگری، باز سازی، جبران کاستی و غنی سازی آن رقم زند.
١. «از نسب أزدی بودن فضل بن شاذان چنین برمیآید که خاندان فضل از اعرابی بودند که پس از فتوح مسلمانان به خراسان آمدند».
ـ تردید نمیتوان کرد که در برخی کتب رجالی فضل بن شاذان منسوب به قبیله «أزد» است.[١] آیا آن انتساب از صحت برخوردار است ؟ و حاوی چه پیامدي است؟ این نسبت نژادي از دو منظر و با دو رویکرد قابل تبيين و تفسیر است؛ یکی اینکه نژاد او را از عربهای یمنی مهاجر قلمداد کنیم، آن گونه که نویسنده متن دایرۀ المعارف بدان تکیه کرده است. اما این گزینه و برداشت فاقد سند، دلیل و حتی قرینه در قلمرو پژوهش و تحقیق است.
فقها و روات معاصر«فضل بن شاذان» ـ که در کوفه ساکن بودهاند و اکثرأ نژاد قحطانی و یمنی داشتهاند ـ در عین برخورداری از روح عربیّت و آگاه بودن به انساب خويش در انجمنها وجلسات از او تعبير به شخصيت «خراسانی» میکردهاند، و او را هم نژاد خویش و«ازدی» نمیدانستهاند.[٢]ثقة الاسلام كليني (م٣٢٩ق) ـ که طبق بررسی آماری ما ٥٥٥ روایت در الکافی توسط استادش«محمد بن اسماعيل نیشابوري» از فضل بن شاذان روایت کرده و با شاگرد«فضل» رابطهای وثیق و مستحکم داشته و از طرفی تقریبأً هم زمان با درگذشت شهادتگونه او در نیشابور، در کلین متولد شده است ـ اشارهای به «أزدی» بودن او ندارد. شیخ کشّی ـ که معاصر کلینی است و اولین کتاب مفصل و جامع رجالي شیعه را به نام معرفة الناقلین عن الائمّة الصادقين:[٣] در کارنامه علمی خویش دارد که پس از پیرایش و ویرایش شیخ طوسی به اختیار معرفۀ الرجال نام بردار است ـ با اینکه به طور مفصل به ابعاد زندگی ابنشاذان پرداخته[٤] و با واسطه«علی بن محمد بن قتيبه» شاگرد فضل، بسیار از او نقل حدیث کرده است[٥] و با شاگردان دیگر فضل، همانند «ابوعبدالله شاذانی» و «محمد بن اسماعیل نیشابوری» رابطه شاگردی داشته و از آنها تلقی حدیث کرده، به أزدی و یمنینژاد بودن او، اشارهای نکرده است.
[١]. ر.ك: بحار الانوار، ج٩٣، ص٩٨ ـ ٩٩.
[٢]. الکافی، ج٤، ص٤٧.
[٣]. الوافی، ج١٠، ص٣٨٨.
[٤]. برای نمونه ر.ک: مجمع الفائدة و البرهان، ج٤، ص٢٨٥؛ الوافی، ج١٠، ص ٣٨٧ ـ ٣٩٧. این در حالی است که برای مثال، حّر عاملی، روایات مربوط به «صدقه زن بدون اذن شوهر» را در «کتاب الوقوف و الصدقات» آورده است، نه در بحث صدقه مندوب (ر.ک: وسائل الشیعة، ج١٣، ص٢٣٣).
[٥]. برای نمونه ر.ک: الکافی، ج٣، ص٤٦٤ ـ ٢٦٧. از جمله: «صلاة فریضة خیر من عشرین حجة، و حجة خیر من بیت مملو ذهباً یتصدق منه حتي یفنی» (همان، ص٢٦٥ ـ ٢٦٦).