علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٢ - جامعة آرماني در كلام حضرت فاطمة زهرا
در ميان شعراي آرمانگراي ايراني نيز نظامي، معتقد به پادشاه ـ فيلسوف براي جامعة آرماني است و در شرفنامه، در ضمن بيان داستان اسكندر، او را پادشاه ـ فيلسوف ـ پيامبر مينامد:
| در آن حيرتآباد بيياوران |
| زدم قرعه بر نام نامآوران |
| هر آيينه كز خاطرش تافتم |
| خيال سكندر درو يافتم |
| مبين سرسري سوي آن شهريار |
| كه هم تيغ زن بود و هم تاجدار |
| گروهيش خوانند صاحب سرير |
| ولايت ستان بلكه آفاقگير |
| گروهي ز ديوان دستور او |
| به حكمت نوشتند منشور او |
| گروهي ز پاكي و دينپروري |
| پذيرا شدندش به پيغمبري |
| من از هر سه دانه كه دانا فشاند |
| درختي برومند خواهم نشاند |
| نخستين در پادشايي زنم |
| دم از كار كشور خدايي زنم |
| ز حكمت برآرايم آنگه سخن |
| كنم تازه تاريخهاي كهن |
| به پيغمبري كوبم آنگه درش |
| كه خواند خدا نيز پيغمبرش |
| سه در ساختم هر دري كان گنج |
| جداگانه بر هر دري برده رنج[١] |