علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨٠ - روششناسی نقد و فهم حدیث در تفسیر المنار
يافتهاند) به شمارميآيد[١] و در سال ٢١١ق، فوت كرده است و ولادت او در سال ١٢٦ق، است؛ در صورتيكه وهب بن منبه از طبقه سوم[٢] است و در سال ١١٦ق، فوت كرده است. در نتيجه، عبدالرزاق بعد از وفات وهب به دنيا آمده است و امكان ندارد كه از او روايت كرده باشد.
٢. رشيد رضا در مقام طعن به عبد الرزاق صنعاني، علاوه بر آنكه به اشتباه، وهب بن منبه را شيخ و استاد روايت او ميداند، در جرح او ميگويد:
هو معروف بالتشيع و عمی في آخر عمره فخلط.[٣]
گذشته از توثيق عبدالرزاق در بيان بسياري از ائمه روايت اهل سنت، همانند ابن حبان،[٤] دار قطني،[٥] ابن حجر[٦] و... ، طعن رشيد رضا بر او وارد نيست؛ زيرا اولاً در نظر محدثان اهل سنت جرحي كه بر اساس مخالفت اعتقادي و مذهبي باشد، صحيح نيست و اصل، در اين خصوص، آن است كه راوي صادق و امين باشد؛ هر چند مذهب ديگري داشته باشد. سيوطي در تدريب الراوي در اين باره ادعاي اجماع كرده، ميگويد:
و لا ترد روايته بسبب مخالفة في الاعتقاد، الا ببدعة مكفرة، كما هو اجماع الائمة ارباب
هذا الفنّ.[٧]
علاوه بر این، اختلاط و نابينايي از اسباب جرح نيست و علما بين آنچه راوي، قبل از اختلاط روايت كرده و آنچه بعد از آن، روايت كرده است، تفاوت قایل شدهاند. ابن صلاح در اين باره ميگويد:
الحكم فيهم أنه يقبل حديث من أخذ عنهم قبل الاختلاط و لايقبل حديث من أخذ عنه
بعد الاختلاط.[٨]
٣. رشيد رضا حديثي از اباذر نقل كرده، پس از نقد متن روايت، متعرض سند آن شده است. او ميگويد اين روايت را بخاري از طريق ابراهيم بن يزيد بن شريك از پدرش و او از اباذر نقل كرده است. آنگاه، براي آنكه نشان دهد حديث از جهت سند نيز اشكال دارد ميگويد:
ابراهيم مدلس است و امام احمد گفته كه او اباذر را ملاقات نكرده است.[٩]
پر واضح است كه ابراهيم بن يزيد از خود اباذر حديث را روايت نميکند تا بگوييم ابراهيم، اباذر را ملاقات نكرده و در نتيجه، تدليس باشد؛ زيرا ابراهيم آن را از پدرش و پدرش از اباذر روايت كردهاست.
[١]* دانشيار دانشكده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران.
.[٤٢٦] تفسير المراغي، ج١، ص٤.
.[٤٢٧] التفسير و المفسرون، ج٢، ص٥٤٩.
[٢]. تاريخ الاستاذ الامام، ج١، ص٧٧٧ به بعد.
.[٤٢٩] المنار، ج٨، ص٢٢٢.
.[٤٣٠] مسند الامام أحمد، ج١٢، ص١٢٤.
.[٤٣١] المنار، ج٩، ص٥٠٣.
.[٤٣٢] تقريب التهذيب، ج١، ص٥٠٥.
.[٤٣٣] همان، ج٢، ص٣٣٩.