علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٤ - حجيّت و نقش دانشهای بشری در فهم و نقد روايات
طلب روزی نهی میکردند»، به توجيه برخاسته و منع از طلب رزق و در نتيجه، احتجاج امام٧ را منطبق بر برخي از آنها ميداند و نه همه آنها[١]و بلكه مشايخ صوفيه را از زمرة كساني ميداند كه حضرت امام محمد باقر٧ و امام جعفر صادق٧ را از مشايخ خود بر ميشمردند[٢] و در تأييد آنها ميگويد:
عمل محققان صوفيه مخالف شرع نيست؛ چون آنها از اسرار شريعت آگاه بودند و طريقت آنها به سلامت نزديكتر است.[٣]
ولي عوام صوفيه[٤]و جهّال آنها[٥]و مبتدعه[٦]و متجاوز [٧]را نقد ميكند.
اما از آنجا كه دانش آنها را برگرفته از كتاب و سنت ميداند، به آنها روي خوش نشان داده، مينويسد:
متصوفه جماعتي از مسلماناناند. آنگاه كه علوم اسلامي به واسطه بسط و تحقيق منشعب گشت، جماعتي به نحو پرداختند و جماعتي به قرائت... گروهي نيز به دقت در معارف الهي و تهذيب باطن پرداختند و مردم را عملاً به راه خواندند، نه علماًً. و مقصود از متصوفه، ايناناند و علوم آنها هم يكي از شعب علوم ديني است؛ زيرا مباحث آن برگرفته از كتاب و سنت است.[٨]
و لذا در وصف دانش آنها ميگويد:
علم تصوف يكي از شعب علوم اسلامي است، مانند فقه و تفسير و كلام... و طريقة ما پيروي
از اهلبيت است. بنابراين، اگر روايتي از آنها را بيابيم كه اصلي را تأييد نمايد، ميپذيريم
و گرنه خير.[٩]
در واقع، نظر شعراني درباره تصوف، همان است كه در فلسفه و عرفان ديديم. او اين دانشها را از زماني ميپذيرد كه يا مؤيد از جانب قرآن و حديث باشند و يا به تأييد اين دو بپردازند. لذا تأكيد ميكند:
تصوفي قابل قبول است كه مطابق با موازين شرع باشد.[١٠]
و در تعليقي كه بر شرح مازندراني ميآورد، پذيرش عقل را نيز از جمله شروط مقبولیت روش آنها نقل میکند. او در ذيل شرح مازندراني بر حديثي در باب «در تغییر حالات دل» چنين مينويسد:
اين كلمه برگرفته از دانشهاي صوفيه است و اعتماد بر آن ايرادي ندارد و بدعت نيست و عقل بر آن دلالت دارد.[١١]
[١]. «و بدانيد كه اموال و فرزندان شما [وسيله] آزمايش [شما] هستند» كليني و زهري نقل كردهاند كه آيه مذكور، در شأن ابولبابة نازل شد و بعد آن او بر خود سخت گرفت.
[٢]. مجمع البيان، ج٤، ص٥٣٦.
[٣]. منهج الصادقين، ج٢، ص٤٢٢.
[٤]. روح الجنان، ج١، ص٣٤٥.
[٥]. الوافي، ج١٧، ص٤٣.
[٦]. روح الجنان، ج٣، ص٢٣١.
[٧]. صحيفه سجاديه، ص٣٤.
[٨]. نثر طوبي، ص٤؛ اصول الكافي، ج٤، ص٢٢٤.
[٩]. منهج الصادقين، ج٣، ص١٢١.
[١٠]. شرح اصول الكافي، ج٢، ص٤١.
[١١]. روح الجنان، ج١، ص٣٤٥ و ج٢، ص٤٣١.