علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٣ - حجيّت و نقش دانشهای بشری در فهم و نقد روايات
اين موافق تجربیات اهل طب قديم و جديد نيست و حكم شرعي را نميتوان بر آن مبتني ساخت. پس بايد آن را از تفسير آيه حذف كرد يا تأويل.[١]
و تفسير عكرمه را از «سجيل» كه گفته است: «نام دريایي است در هوا، معلق ميان آسمان و زمين، سنگ از آنجا فرود آمد»، با اين تحليل ميپذيرد كه اگر فضاي حاوي جسمي سيّال و لطيف مقصود باشد، صحيح است، چون خداوند در اثير فضا، سنگها خلق كرده است كه گاه گاه به زمين ميريزد، هر وقت اراده به عذاب تعلق گيرد.[٢]
او حتي با آگاهي از دانش طب، به تصحيح برخي از فهمها از حديث پرداخته است. در ذيل روايت: «فَدَخلَ الطَبيبُ عَلَيَّ ليلا فَوَصَفَ لي دواءً بِلَيلٍ» كه مازندراني «باء» را جزء حرف اصـلي دانسته و بر همين اساس به تفسير حديث پرداخته است، ميگويد: «باء» حرف جر بوده و مراد از آن، داروي معروف به «شبيار» است.[٣] و در ذيل اين فراز از دعاي صحيفه «قد تَطَاطَاَ لَكَ فَانحَنی، وَ نكَّس رَأسَه فَانثَنی، قد اَرْعَشتْ خَشَيتُه رِجْلَيْه»،[٤] بعد نقل مطلبي از قانون شيخ الرئيس، ميگويد:
سيد شارح ميفرمايد كه اي متأمل، درست در اين عبارت و اين نكته بنگر! كه كسي متفطن به آن نميشود، مگر از دقايق و از اسرار علم طب آگاه باشد و از مسائل پنهان آن پرده گشوده و امام با آنكه متوجه مناجات پروردگار بود و در آن مقام هوش و خرد از همه چيز بيخبر است، اين نكته را ملاحظه كرده است. و اين بجز فيض رباني و امداد سبحاني ميسر نگردد و امثال اين نكتهها در ضمن كلام او بسيار است.
علامه سپس در شرح آن ميگويد:
روح محركه در پا قويتر است و روح حساسه در دست، چون دست به حس محتاجتر و پاي به حركت، و خداوند اعصاب حس را از اعصاب حركت جدا خلق كرده است.[٥]
و يا در تفسير فراز «خَشَعَ لِعَظَمَتِك مادونَ عَرشِك» ميگويد:
عرش، به تفسير ديگر محدد الجهات است؛ چون به دليلهاي قطعي ثابت شده است كه فضا غير متناهي نيست و هر جسمي مكاني طبيعي دارد، پيش از خود او آماده براي وي، پس چه مانعي از آنكه جسمي عظيم محيط به همه فضا موجود باشد و اينكه امروز فضا را نامتناهي گويند، اگر غرض مبالغه نباشد، ما آن را صحيح ندانيم.[٦]
[١]. شرح اصول الكافي، ج٢، ص١٠٢.
[٢]. سوره حج، آيه ٦٥.
[٣]. «و آسمان را نگاه میدارد تا [مبادا] بر زمین فرو افتد» (شرح اصول الكافي، ج٦، ص١٩٠).
[٤]. سوره مؤمنون، آيه ١٣.
[٥].«سپس او را به صورت نطفهای در جایگاهی استوار قرار دادیم» (منهج الصادقين، ج٦، ص٢١٢).
[٦]. روح الجنان، ج٦، ص٣٠٨.