علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٩ - حجيّت و نقش دانشهای بشری در فهم و نقد روايات
Gوَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِF[١] اجازه داد، در خلق آسمان و زمين و نبات و حيوان و انسان تفكر كنيم، جايز است در تفسير آنها به علم هيئت و نجوم و طب و علم گياه و حيوان و كائنات جو، متمسك شويم و چون ما را به تدبير در اعجاز قرآن فرمود، جايز است در علم معاني و بيان و دقايق آن غور نمود و با عبارت قرآن تطبيق كنيم و چون فرمان عبرت و پند گرفتن از امتهاي گذشته داد كه Gأَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْF[٢] بر ما لازم گشت به تاريخ و سير پيشينيان رجوع و امر الهي را امتثال كنيم و هكذا ساير علوم و معارف. آنچه عقل بشر به آن راه دارد، تفسير به رأي و منهي نيست.[٣]
لذا ميبينيم كه علامه در هيچ يك از دانشها ـ كه محصول عقل و خردورزي بشري است ـ توقف نكرده، آنچه ما را در فهم گزارههاي ديني كمك ميكند، تأييد كرده است.
او تأکید دارد كه آنچه علم دين متوقف بر آن است، در شرع ستايش شده [٤]و نه تنها تفسير به علوم نياز ندارد ـ و اين تفسير به رأي نبوده ـ[٥] بلكه تفسير قرآن به آنچه راهي براي ما به آن وجود دارد، مانند نحو، لغت و تاريخ و سير، ممكن است و توقف در آن است كه به معصوم٧ برميگردد.[٦] و به تعبير علامه طباطبايي، قرآن به تعليم علوم طبيعي و رياضي و فلسفي وفنون ادبي و بالاخره، همه علومي
كه در دسترس فكر انساني است و تعلم آنها به نفع جهان بشري و سعادت بخش جامعه انساني است، دعوت ميكند.[٧]
بنابراين، او نه تنها معتقد به امكان فهم قرآن با علوم بشري است، بلكه در موارد متعددي تصريح ميكند كه فهم پارهاي ازگزارهها بدون اين دانشها ممكن نيست. اين امر، حكايت ازحجيّت اين دانشها نزد او دارد. او در ذيل آيه ٢٦ سوره روم مينويسد:
بايد دانست كه تفسير اين چند آيه، كما هو، ممكن نیست، مگر آنكه همه علوم كونيه را در آن بياوريم.[٨]
و بعد از ذكر تشويق و ترغيب قرآن به تدبير در هستي ميگويد:
ميتوان گفت: علم هيئت و تشريح و ساير علوم كونيه تفسير این آيات است.[٩]
و در ذيل آيه ١٨٧ سوره آلعمران نوشته است:
[١]. «و اوست کسی که زمین را گسترانید» (نثر طوبي، ج١، ص٣٥٣).
[٢]. آيه ٩٦ سوره انعام (منهج الصادقين، ج٣، ص٤٢٠؛ روح الجنان، ج٥، ص١٣)، آيه ٢ سوره رعد (منهج الصادقين، ج٥، ص٨٨؛ مجمع البيان، ج٦، ص٢٧٤) كه آن را موافق علم هيئت و ارصاد قديم و جديد ميداند (روح الجنان، ج٦، ص٤٥٨) و آيه ١٢٥ سوره نحل را موافق سخن حكما و معجزة علمي قرآن ميداند (روح الجنان، ج٧، ص١٦٠).
[٣]. شرح اصول الكافي، ج٣، ص٤٣.
[٤]. او در ذيل آيه١٦٤ سوره بقره Gوَالسَّحَابِ الْمـُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَالْأَرْضِF ميگويد: «آيه كريمه ترغيب به علم حكمت طبيعي و فروع آن است مانند نجوم، هيئت و تشريح و طب و كائنات جو زيرا كه حكماي قديم از دقت در حكم و مصالح كائنات پي به خالق بردند». (منهج الصادقین، ج١، ص٣٧٩) و در ذيل Gلَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَF (همان) ميگويد: «آيه شامل تمام علوم طبيعي است» (روح الجنان، ج١، ص٤٠٥) و نيز: (ر.ك: همان، ج٧، ص٨٩) و در ذيل Gسَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ...F (سوره فصلت، آيه ٥٣) ميگويد: «آيه دلالت دارد كه تتبع در علوم طبيعي و نجوم وتشريح مطلوب خداست به شرط آن كه به نظر اعتبار و براي پي بردن به آثار قدرت پروردگار بخوانند» (نثر طوبي، ج١، ص٢٦).
[٥]. سورۀ آل عمران، آيه ١٩٠.
[٦]. «آيا در زمين نگرديدهاند تا ببينند فرجام كساني كه پيش از آنان بودند، چگونه بوده است» (سوره روم، آيه ٩).
[٧]. مقدمه منهج الصادقين، ج١، ص١٨.
[٨]. شرح اصول الكافي، ج٢، ص٤٧.
[٩]. منهج الصادقين، ج١، ص١٩.