علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٩١ - قدمت و خاستگاه اِسناد
موسي شريعت را در کوه سينا دريافت کرد و آن را به يوشع ابلاغ کرد؛ يوشع آن را به پيران منتقل ساخت؛ آنان به پيامبران، و پيامبران نيز يکي پس از ديگري آمدند تا شريعت به مردان کنيسة بزرگ (Great Synagogue) رسيد.
اگر از اصطلاحات اسلامي استفاده کنيم، در اينجا تنها با «طبقات» مواجهيم. نامهاي برخي رجال [: راويان] همراه با معروفترين سخنان ايشان در ابوت، باب ١، آيات ٢ـ١٣ آمده است. سلسلة راويان از سيمئون عادل و آنتيگونوس سوخويي به «ازواج» چهارگانه و از آنجا تا به هيلّل و شمّاي ميرسد. علاوه بر اين سند ـ که بر انتقال عام شريعت شفاهي دلالت ميکند ـ، در فقرات ديگر شواهدي دال بر نقل روايات موردي از دوران موسوي (Mosaic time) مييابيم. نمونة زير منقول از پئا، باب ٢، آية ٦ است:
ناحوم کاتب گويد: اين را از مِئَشا شنيدم و او از پدرش و او از جمعي و آنها آن را از پيامبران به عنوان شريعت موسي دريافت کردهاند که اصل آن را در کوه سينا به موسي چنين اعطا کردهاند: «هرکه مزرعهاش را با دو نوع گندم بکارد، ...»
همين که قاعدة توثيق محتواي حديث را با افزودن نام راويان حديث بنا نهادند، طولي نکشيد که اين سنت، ديگر به روايات منقول از دوران موسي محدود باقي نماند. در مکتب و مدرسه، اِسناد را هنگام ذکر اقوال راويان دوران تنّائيمي و امورائيمي به کار ميبردند. درست است که امروزه منقولات اندکي از «تعاليم شفاهي» با سلسلة اسانيد کامل بر جا مانده است، اما در متون تلمودي تعداد فراواني از اين گونه سلسله اسانيد را ميتوان يافت که رجال آن اقوال راويان پيشين را بازگو ميکنند.[٢] روشن است که تنها آرا و نظريات فقهي حقوقي است که با اين روش مطرح ميشده است. بجز اين منقولاتي با مباحث بسيار متنوع و نيز نقل حکايات و ماجراها نيز هست که مورد اخير با بحث کنوني ما ارتباطي وثيق مييابد. راويان اين اخبار تنها از صنف عالمان نيستند، بلکه در ميان آنان افرادي از طبقات مختلف اجتماعي و بويژه در نقل حوادثي که در خانوادهها رخ داده است، زنان را مييابيم؛ مثلاً در داستان سرنوشت جسد ربي اليعازر چنين آمده است:
ربي شموئيل برنحمني ميگويد مادر ربي جاناتان برايم نقل کرد که همسر ربي اليعازر به او گفته است: ...[٣]
نميتوان نمونهاي مشابه با اين نقل، نزديکتر از، مثلاً، سخنان منقول از عایشه تصور کرد.آآنل
کم نيستند جملاتي که اين عمل را در امر آموزش و مدرسه، نظراً تشويق ميکنند. اين جمله را مکرراً نقل ميکنند که «هرکه سخني را همراه با ذکر نام نخستين گويندة آن بگويد، عالَم را به نجات رهنمون ساخته است».[٤] در تأييد اين سخن، ميافزايند که[٥] روزي ربي جاناتان از اينکه ربي اليعازر روايتي را بدون ذکر
[١]. Martin Hartmann, “Die Tradenten erster Schicht im Musnad des Ahmad ibn Hanbal,” in MSOS ٩ (١٩٠٦), [١٦٧].
[٢]. شهادة، ش٢؛ إفک، ش١؛ شروط، ش١٥؛ جهاد، ش٦٦؛ مَغازي، ش٣٦؛ تفسير، ذيل سورة نور؛ أيمان، ش١٧؛ إعتصام، ش٢٦؛ توحيد، ش٣٥ و ٥٧؛ بجز دو مورد، بقية فقرات حاوي بخشهايي از حديث الإفکاند که خود حديثي داستاني و نقلي است.
[٣]. Ignaz Goldziher, “Neue Materialien zur Litterature des Überlieferungswesens bei den
Muhammedanern”, ZDMG ٥٠ (١٨٩٦), ٤٧٤, که آن هم درباب حديث إفک است
[٤]. Caetani, Annali, I, ٣٤, § ١٤, n. ٤ (Introduzione).
[٥].صحیح البخاري، أذان، ش١٥٣؛ جمعة، ش١١؛ زکات، ش٥٣؛ حج، ش١١٠؛ طب، ش٢٦. در باب احمد بن حنبل ر.ك: همان مقاله از گلدتسيهر:
Ignaz Goldziher, “Neue Materialien,” ٤٧٥.