١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٨٠ - کاستیها و لغزشهای یک نوشته در گزارش زندگي فضل بن شاذان

به چشم نمی‌خورد؛ چه رسد به این‌که در آن دو زمینه کتب فراوانی تأليف کرده باشد. اکثریت قریب به اتفاق آن عناوین در ساحت «فقه» و «کلام» است. نمي‌توان تردید کرد که وی در برخی از آثار به جای مانده خویش در حوزه مسائل کلامی و فقهی، استدلال‌ها و پي‌جویی‌های بلندی به آیات قرآنی دارد.

٧. «عبدالله بن طاهر فضل را به سبب عقایدش از نیشابور تبعید کرد، اما بعدها او را به
نیشابور بازگردانید و چون فضل در گفتگو از عباس جد عباسيان به نیکی یاد کرد، از تعقیب و آزار او
دست کشید».

نویسنده محترم یا در اساس به گزارش کشی در این باره مراجعه نداشته و یا دستخوش کج‌یابی و اشتباه در بازگردان متن عربی به فارسی شده است. در گفتار فوق، با خردورزی در صدر و ذیل آن به خوبي ناهماهنگی، واگرايي و تهافت قابل ادراک است. کسی که سال‌ها به خاطر دیدگاه‌های سیاسی و اعتقادی‌اش تبعید می‌شود، بي‌تردید، یک‌باره و بي‌مقدمه تبعيد نمی‌شود. بي‌شك، مقامات سیاسی و امنیتی در جلسات رسمی و سری خویش موضوع بازتاب تبعید را در جامعه ارزیابی کرده‌اند و پيش از آن عقاید، دیدگاه‌ها و فعالیت‌های شخص تبعیدی به وسیله جاسوسان و عالمان درباری تجزيه و تحليل و مرور شده است. از این رهگذر، گفتاری فاقد معناست که بگوییم پس از سپری شدن ایّام تبعید، جلسه تفتیش دیدگاه‌های سیاسی و کلامی فضل بن شاذان تشكيل شد و آن گاه در آن جلسه او با یاد کردن از جد عباسیان به نیکی، دل«عبدالله بن طاهر» را ـ که منصوب از طرف آنان بود ـ به دست آورد و از اين رهگذر، عامل خودداری او از تعقیب و آزارش گردید. صریح عبارت کشی اين است که تبعید فضل بن شاذان پس از محاکمه و تفتیش عقاید او انجام پذیرفته است.[١] وی در آن جلسه طولاني با نقد عملکرد خلیفه دوم در عدم دعوت عباس عموي پيامبر٦ به شورای تعيين خليفه، در عین این‌که باعث تخفیف مجازات خود شد و دستگاه حاکمه تنها به تبعید کردن او بسنده کرد، در عین حال وي به هیچ وجه جد عباسیان را به نیکی یاد نکرد، بلکه از برخی گزارش‌ها به دست می‌آید او به عباس بن عبدالمطلب جد عباسیان و دو فرزندش عبدالله و عبیدالله دید مثبت و ستايشي نداشته است.[٢]

٨. «از جمله کسانی که از فضل روایت کرده‌اند، حامد بن محمد ازدی بوشیخی و برادر فضل محمد بن شاذان و نوه برادرش ابوعبدالله شاذانی است».

ـ دربارة شخص اول لازم به یادآوری است که عنوان «ازدی» اشتباه است و صحیح آن «علجردی» است. به علاوه، واژه «بوشیخی» نیز تحریف شده بوسنجی (بوشنجی ـ پوشنگی) است؛[٣] وانگهي، «حامد بن محمد علجردی بوسنجی» از شاگردان و روات فضل بن شاذان نیست، بلکه استاد و مروی عنه او ـ که شخصی است ملقب به «فورا» ـ از شاگردان ابن‌شاذان به حساب می‌آید که در عین حال به عنوان نماینده و فرستاده او براي گزارش اخبار منطقه به پیش امام عسكری٧ اعزام شده است.[٤] در صورتی«حامد بن محمد» از شاگردان فضل به شمار می‌آید که واژه «عن» را ـ که در حد فاصل بین


[١]. همان، ج٥٢، ص٣٨٦.

[٢]. تهذیب الاحکام، ج٨، باب اللحوق الاولاد بالآباء، ح٤٠.

[٣]. من لا يحضره الفقيه، ج٤، ح٥٦٠٣.

[٤]. الايضاح، ص٩٢.