علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦٥ - بازکاوی مفهوم و کاربرد واژههای «زکات» و «صدقه» در روایات
فاخطأو»؛[١] یعنی مراد مردم از صدقهای که قابل بازگشت است، همان نحل و هبهاي است که در زمان رسول خدا٦ رواج داشته، چرا كه «صدقه» به مفهوم صحیحاش قابل بازگشت نیست.
برخی ازحدیث پژوهان نیز، از این روایات، برداشتی نزدیک به آنچه ما آوردیم، ارائه نمودهاند؛ گو اینکه پارهای نکات مطرح شده توسط آنان، قابل تأمل است.[٢]
نتایج بحث
از مجموع مباحث پیشین، میتوان نکات ذیل را نتیجه گرفت:
١. واژه زکات درقرآن، هر گونه «واجب مالی ابتدايي» را شامل میگردد؛ (در مقابل نماز که واجب بدنی است). در روایات پیامبر٦ نیز این گونه است، اما در روایات امام باقر٧ و امام صادق٧ «بیشتر» به معنای «زکات مال» (مصطلح فقهی) به کار رفته است. بنابراین، حقیقت شرعیه در خصوص زکات فقهی، قابل اثبات نیست، بلکه صرفاً حقیقت متشرعه وجود دارد.[٣]
٢. واژة «صدقه» در قرآن به معنای «هر گونه کمک مالی برای رضاي خدا اعم از واجب و مستحب» به کار رفته است؛ گو این که در خصوص آیات مربوط به «زکات مصطلح فقهی» از لفظ «صدقه» استفاده شده است. در روایات نبوی٦، گرچه به هر کار نيكي، تعمیم داده شده، ولی اطلاق آن، بخصوص «زکات فقهی مصطلح»، انصراف دارد و سایر کاربردهای آن، همراه قرینه است.
٣. «صدقه» در روایات امام باقر٧ و امام صادق٧ و پس از آن، در دو معنای «وقف» و «انفاق مالی» (اعم از واجب و مندوب) فراوان به کار رفته است، و قرینههای موجود، غالباً کاربرد خاص را مشخص میکند؛ اما آنجا که قرینهای نباشد، بین «وقف»، «زکات مصطلح فقهی» و «انفاق مندوب» مردد خواهد بود.
٤. صدقه در روایات، شامل خمس نمیشود.
٥. در فقه، (بویژه دوره متأخر و معاصر) مراد از زکات، خصوص «زکات مصطلح فقهی» و مراد از صدقه، «انفاقات مالی مستحب» است. این اصطلاحات ـ که به نظر میرسد از سدههای دوم و سوم، شروع به شکلگیری کرده و در سده هفتم، جزء مسلمات فقهی درآمده است ـ تا حد زیادی بر چگونگي برداشت از آیات و روایات، تاثیرگذار بوده است.
٦. روایاتی که در آنها، به پرداخت زکات ترغیب شده، در آغاز بحث «زکات فقهی مصطلح» ذکرشدهاند؛[٤] در حالی که این گونه روایات، بویژه آنها که از پیامبر٦ نقل میگردد، عام بوده و حجم فراوانی از آنها، میتواند در آغاز بحث خمس و سایر حقوق مالی (در کتب فقهی وحدیثی) نیز مورد استناد قرار گیرد.
[١]. همان، ص٢٥٩.
[٢]. وسائل الشيعة، ج٩، ص٢٨٣.
[٣]. الاستبصار، ج٢، ص١١٢ ـ ١١٣.
[٤]. وسائل الشيعة، ج٦، ص ١٨٧.