علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٧ - بازکاوی مفهوم و کاربرد واژههای «زکات» و «صدقه» در روایات
حرف «من» پس از «الزکاة» نشان میدهد که خمس و صدقة واجبه [: زکات مصطلح] اقسامی از «زکات» هستند.[١]
و اما زكات مصطلح فقهي در روايات نبوي ـ چنان كه در حديث ياد شده هم اشاره شده و پس از اين نيز خواهد آمد ـ بيشتر با عنوان «صدقه» مطرح میشده است؛ اما در روايات امام باقر٧ و امام صادق٧، کاربرد زكات در مفهوم «زکات مصطلح فقهی» غلبه دارد و این مهم، در خصوص روایات بحث زکات، کاملاً مشهود است.[٢]
صدقه
معناي لغوي صدقه
واژة صدقه از «صدق» گرفته شده که در اصل، نقطه مقابل «کذب» است[٣] و در تعریف آن، سه نظریة مطابقت خبر با واقع، یا با اعتقاد، یا هر دو، مطرح است.[٤] «صدق» همچنین به معنای «کامل از هر چیز»[٥] نیز به کار رفته است.[٦]
واژگان اشتقاق یافته از «صدق» هر کدام به گونهای با مفهوم نخستین آن، ارتباط دارند: دوست صمیمی را از آن روی «صدیق» [٧]گویند که رفتار وی، ادعای دوستی او را تصديق کرده، تطابق دارند، و مهر زن را «صداق»[٨] گویند؛ از آن جهت که پرداخت آن، بسان هدیهای، نشانه صدق ادعای مرد، در عشق و علاقه به همسرش است.[٩]
واژۀ «صدقه» نیز به معنای هر آن چیزی است که در راه رضای خدا به نیازمندان پرداخت شود، [١٠] که خود، نشان راستی ادعّای آدمی در ایمان به خدا و بندگی اوست. برخی از واژه شناسان ـ که در آستانه قرآن قلم زدهاند ـ کاربرد اصلی صدقه را، در «پرداختهای مستحب و داوطلبانه» دانستهاند.[١١]
[١]. سورة احزاب، آية ٣٣.
[٢]. ر.ک: الفرقان فی تفسیر القرآن، ج١٣، ص١٤٢.
[٣]. باری، در بین همسران رسول گرامی٦ تنها خدیجه٣ ثروتمند بوده است، اما ایشان سالها پیش از نزول آیه یاد شده، از دنیا رفته بود (ر.ک: بحارالانوار، ج١٩، ص٥).
[٤]. بدین سان، هر جا واژه زکات در کنار صلات آمده، اشاره به واجبات مالی، در مقابل واجبات بدنی است.
[٥]. ر.ک: الفرقان فی تفسیر القرآن، ج١٣، ص١٣٨و ١٤٩؛ تفسیر نمونه، ج٨، ص٩.
[٦]. ر.ك: مجمع البیان، ج٢، ص٦٦١. باري، اطلاق زکات در آیة ٥٥ سورة مائده Gالَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُمْ رَاكِعُونَF برانگشتری که حضرت علی٧ در حال رکوع به فقیر داد (ر.ک: مجمع البیان، ج٣ ـ ٤، ص٣٢٤ ـ ٣٢٦) باعث گردیده برخی از مفسران، زکات قرآنی را شامل «انفاق مستحب» نیز بدانند (ر.ک: تفسیر نمونه، ج٤، ص٤٢٩ و ٤٣٠)؛ در حالی که حمل این مورد بر زکات واجب نیز کاملاً ممکن است؛ چه اينكه نه زکات در قرآن، صرفاً به معنای زکات مصطلح فقهی است (ر.ک: المیزان، ج٦، ص١٠)، و نه واجبات مالي (: زكات قرآني) منحصر به آن و پرداختهاي مالي حضرت امیر٧ در قالب انفاقات واجب و مستحب، فراوان بوده است (ر.ک: الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد، ص٢٠٢).
[٧]. ر.ک: الفرقان فی تفسیر القرآن، ج١٣، ص١٤٩.
[٨]. ر.ک: بحار الانوار، ج٧٥، ص٢٤٧.
[٩]. برای نمونه ر.ک: الکافی، ج١، ص ٤١؛ مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج٧، ص٤٦.
[١٠]. فتوح البلدان، ج١، ص٨٥؛ الاموال، ص١٣؛ یادکردنی است در پارهای نقلها، به جای عبارت یاد شده، چنین آمده: «و آتیتم الزكاة و اعطیتم من المغانم...» (ر.ک: تاریخ الامم و الملوک، ج٢، ص٣٨١؛ سيرة ابن هشام، ج٤، ص١٠٠٩). از این روی، احتمال میرود کلمه «اعطیتم» در منابع قبلی افتاده باشد، اما با توجه به این که جمله «و ما کتب علی المؤمنین من الصدقه...»
ـ که بیتردید همان زکات مصطلح را بيان کرده ـ بر «آتیتم الزكاة» عطف شده، نشان میدهد که کلمه «اعطیتم» در اصل وجود نداشته و موارد بعدی، همه مصادیقی از «زکات» هستند و یا آن که عطف یاد شده، عطف خاص بر عام باشد که در این صورت نیز مویّد مطلب مذکور خواهد بود.
[١١]. ر.ک: معالم المدرستین، ج٢، ص٩٧؛ الاقتصاد الاسلامی، ص٣٦٧. یادکردنی است فقیهان پیشین نیز گاه مباحث خمس و زکات را در هم تنیده و توأمان ذکر کردهاند؛ آن سان که ارتباط تنگاتنگ این دو را نشان میدهد (برای نمونه ر.ک: الخلاف، ج٢، ص١١٦تا ١٢٤؛ المسبوط فی فقه الامامیة، ج١، ص ٢٣٦؛ الانتصار، ص٢٢٥؛ الکافی فی الفقه، ص١٦٤.