١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٥ - بازکاوی مفهوم و کاربرد واژههای «زکات» و «صدقه» در روایات

 

در بحث مفهوم شناسی فقهی واژه زکات، یادکرد چند نکته سزامند است:

نخست، این‌که «زکات» گاهي بر فعل مکلّف اطلاق می‌گردد و دیگر گاه، بر مال یا حق مالی که باید پرداخت گردد. [١] تعاریف فقیهان، ناظر بر کاربرد دوم است.

دوم، آن که برخی محققان و فقیهان به این نکته اذعان کرده‌اند که واژة زکات در متون قرآنی و روایی، اعم از زکات مال، زکات فطره و خمس بوده[٢] و حتی گاه، همین تعمیم را در متن فقهی خود اعمال کرده‌، [٣] بر تعمیم آن به «واجب و مستحب» نیز تصریح نموده‌اند؛[٤] گو این که اطلاق آن را منصرف به «زکات مال» دانسته‌اند.[٥] این نکته‌ای است که در بحث مفهوم شناسی قرآنی و حدیثی این واژه، بدان خواهیم پرداخت.

سوم، آن‌که تناسب زکات اصطلاحی با مفهوم طهارت (:معنای لغوی زکات)، از آن روست که شخص را از گناهان و آلودگی‌های مالی عدم پرداخت حقوق فقرا پاک می‌کند؛[٦] چنان که وی را از آلودگی بخل و رذیلت‌های اخلاقی نیز پیراسته می‌سازد.[٧] تناسب آن با مفهوم «نما» آن است که موجب فزونی پاداش و فراوانی و برکت مال شده و فضیلت‌های انسانی و اخلاقی را در نفس آدمی، رشد می‌دهد[٨] و با مفهوم «صلاح» نیز از آن روی که موجب اصلاح مال، عمل و نفس آدمی می‌شود.[٩]

زكات در قرآن[١٠]

کاربرد قرآنی واژة «زکات» با اصطلاح فقهی آن، متفاوت است. بر اساس سیر تاریخی نزول آیات، نخستین بار، واژة زکات در آیة ٢٠ سورة مزمّل به کار رفته است که در ترتیب نزول، سومین سوره نازل شده است.[١١] این در حالی است که بر پاية برخي گزارش‌هاي تاریخی و روایات، [١٢] زکات مصطلح فقهی، در مدینه تشریع شده و در دوران سیزده سالة حضور پیامبر٦ در مکه و حتی سال‌های نخستین ورود به مدینه، خبري از آن نبوده است!


[١].The Encyclopaedia Of Islam, V. XI, P, ٤٠٧.

[٢]. ممكن است كاربرد آن در لغت يهودان ساكن در حجاز و ديگر اراضي عربي موجب رهيافت اين واژه (هر چند) به شكل معرَّب آن) به گويش عربي شده باشد؛ همچنان كه صلاة نيز چنين است؛ در ادّعاي اين گروه (ويراستار).

[٣]. ر.ک: فقه الزکاة، دراسة مقارنة لاحكامها و فلسفتها في ضوء القرآن و السنة، ج١، ص٣٩ ـ ٤٠.

[٤]. المعتبر فی شرح المختصر، ج٢، ص ٤٨٥؛ نیز ر.ک: تذکرة الفقهاء، ج٥، ص٧.

[٥]. از جمله آن که از سویی شامل خمس هم می‌شود (در مثل غوص و معدن که نصابی ویژه دارد) و ازسوی دیگر، زکات مستحب (همچون مال التجاره از دیدگاه مشهور) را شامل نمی‌گردد (ر.ک: كنز العرفان فی فقه القرآن، ج١، ص ٢١٨؛ ذخیرة المعاد، ج٣، ص ٤١٨؛ مدارک الاحکام فی شرح شرایع الاسلام، ج٥، ص٥؛ ریاض المسائل، ج٥، ص٣٣).

[٦]. الدروس الشرعیة، ج١، ص٢٢٧.

[٧]. چه این که «صدقه» در عین حال که جنس تعریف است، خود، بسان قیدی، «خمس» را خارج می‌کند و با قید «مقدّرة» سایر انفاقات مالی مستحب یا واجبی که از سوی شرع تحدید نشده‌اند (همچون نفقه اقارب) خارج می‌گردد و با قید «بالاصالة» نذر و مانند آن، و سرانجام با قید «ابتداء» کفّاره و مانند آن خارج می‌شوند.

[٨]. برای نمونه ر.ک: المهذب البارع، ج١، ص٤٩٩؛ مسالک الافهام، ج١، ص٣٥٦؛ مجمع الفائدة و البرهان، ج٤، ص٦؛ ذخیرة المعاد، ج٢، ص٤١٨؛ جواهر الکلام، ج١٥، ص٣.

[٩]. ر.ک: کنز العرفان فی فقه القرآن، ج١، ص٢١٨.

[١٠]. در مجموع، واژة «زکات» به مفهوم انفاق مالی، سي بار و به معنای لغوی آن، دو بار در قرآن به کار رفته که با احتساب مشتقات آن، فزونی می‌یابد.

[١١]. ر.ک: النهایة فی غریب الحدیث، ج٢، ص٣٠٧، مجمع الفائدة و البرهان، ج٤، ص٥؛ کتاب الزکاة (شيخ مرتضي انصاري)، ص٤.

[١٢]. ر.ک: الحیاة، ج٦، ص٢٢٧؛ کتاب الزکاة (منتظري)، ج١، ص١٠.