١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٤ - اخلاق سیاسی در رفتار پیامبر

در سیرۀ سیاسی پیامبر اکرم و نحوۀ زمامداری ایشان اصل مشورت پیش از اخذ تصمیم، و استواری پس از آن، به وضوح به چشم می‌خورد. داستان اُحُد، و استواری بر تصمیمی که پس از مشورت با مسلمانان اتخاذ شده بود، اگرچه تصمیم مصوّب بر خلاف نظر مبارک خود آن حضرت بود، یکی از بارزترین مظاهر توجّه به این مهمّ در امر هدایت سیاسی جامعه توسّط ایشان است.[١]

پس از شکستی که مسلمانان در جنگ احد متحمّل شدند و آسیب سختی که بر دولت نوپای اسلامی وارد شد، نوعی سرخوردگی و خمودی در اهل مدینه به وجود آمده بود، و در دل، پیامبر را سرزنش می‌نمودند که چرا در امر جنگ با اصحاب مشورت کرده و تسلیم رأی آنان شده است؟ بويژه چرا بر سر تصمیم نخستين پافشاری نموده است؟[٢] آیات قرآن کریم ـ که پس از شکست در جنگ احد نازل شد ـ به خوبی، چنین حالت اعتراضی را نشان می‌دهد:

فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّـَهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَـهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّـَهِ إِنَّ اللّـَهَ يُحِبُّ الْمـُتَوَكِّلينَ؛[٣]

پس به [بركتِ‌] رحمت الهى، با آنان نرمخو [و پُر مِهر] شدى، و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً از پيرامون تو پراكنده مى‌شدند. پس، از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه، و در كار [ها] با آنان مشورت كن، و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن، زيرا خداوند توكل كنندگان را دوست مى‌دارد[٤]

این آیه، به روشنی، بر سیرۀ حکومتی پیامبر در نحوۀ اتخاذ تصمیم و استقامت بر آن صحّه می‌نهد.

٦. آزادی رعایا در انتقاد، و توجیه ایشان بدون ارعاب

آزاد نهادن افراد جامعه برای خرده گیری از عملکرد زمامداران از جمله مسائلی است که هیچ‌یک از حاکمان دنیا آن را نمی‌پسندند. پاره‌اي از اینان عدم آزادی بیان انتقادات را به روشنی اعلام می‌کنند، و پاره‌اي دیگر، با تظاهر به استقبال از شنیدن سخنان انتقاد آمیز رعایا، در عمل با کسانی که جسارت خرده‌گیری نسبت به زمامدار را پیدا کرده باشند، برخورد کرده و او را از ورود به این عرصه پشیمان می‌سازند.

سیرۀ سیاسی پیامبر اکرم٦، به درستي، نقطۀ مقابل این سیرۀ عملی اجماعی قدرتمندان جهان است، ایشان، هیچ‌گاه، رعایا را از ابراز ایرادهاي و انتقادهاي خود نسبت به تصمیم‌هاي و عملکردهای خود منع نکرد، و نسبت به هیچ‌یک از کسانی که بر اعمال ایشان خرده می‌گرفتند، هرچند هم که بی‌ادبانه و تند بود، سختگیری نکرده و برخورد تندی ننمود.

در جریان صلح حدیبیّه و تعهّداتی که پیامبر، و در پي آن، تمامی مسلمانان پذیرفتند، برخی از مسلمانان نسبت به پذیرش آن تعهّدات معترض بوده و آن را برنتافتند. سیره‌نویسان نمونه‌هايي از


[١].السيرة النبويّة، ج٤ ص١٣٥؛ زندگانی محمّد، ج٢، ص٣١٤؛ المغازى، ج‌٣، ص٩٥٧ ـ ٩٥٨.

[٢].السيرة النبويّة، ج٣، ص٣٠٣؛ زندگانی محمّد، ج٢، ص١٩٥ ـ ١٩٧؛ المغازي، ج‌٢، ص٤١٥ ـ ٤٢٢.

[٣].سابقا ً تحت عنوان «اهتمام به وحدت و انسجام ملـّی، و مقابله با تفرقه‌افکنی‌ها» به بندهايی از این پیمان‌نامه اشاره کردیم.

[٤]. الكافي، ج٧، ص٣٧٥.

البتـّه ذکر این نکتۀ فقهی لازم است که فتوای مشهور فقیهان با مضمون این روایت موافق نیست، بلکه در این فرض قتل مرد متجاوز و زناکار را جايز می‌شمارند.

از اصحاب کتب اربعه، شیخ صدوق در الفقیه این صحیحه را بدون هیچ گونه شرح و حاشیه‌ای می‌آورد (من لا يحضره الفقيه، ج‌٤، ص٢٥) و شیخ طوسی نیز در دو موضع از التهذیب این صحیحه را نقل می‌کند؛ بدون آن که توضیحی را ضمیمه نماید. (تهذيب الأحکام، ج‌١٠، ص٣ و ٣١٣). در بسیاری دیگر از کتب روايی نیز این روایت بدون حاشیه نقل شده است.

از فقیهان نیز شهید ثانی در شرح لمعه پس از حکم به جواز قتل مرد و زن زناکار توسّط شوهر، رفع قصاص نفس از شوهر را متوقف بر ارائۀ چهار شاهد برمی شمارد (الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية، ج‌٩، ص١٢٠)، ولی شیخ حسن صاحب جواهر اساسا ً جواز قتل مرد و زن زناکار از سوی شوهر را متوقف بر وجود چهار شاهد می‌داند (جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج‌٤١، ص٣٦٩).