گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦ - بخش اول توکل

اینجاست که مفهوم توکل برای این آدم نیروبخش است نه تضعیف کن.

پس لغت «توکل» بر خلاف آنچه که به خود لغت تمسک می‌کنند آن مفهوم اوّلی را نمی‌رساند، مفهوم دوم را می‌رساند، ولی «عَلَی الله» در آن هست. اگر فقط «توکلت» می‌بود و «علی الله» نبود (کار را خودم به عهده می‌گیرم) او فقط خودش بود و نیروهای خودش. اما وقتی می‌گوید که به فضل پروردگار، به لطف پروردگار، به عنایت پروردگار این کار را به عهده می‌گیرم، پس به عهده گرفتن هست با اتکاء به او و با استمداد از او. آنوقت مفهوم استمداد می‌دهد، نه ترک کردن و نایب گرفتنِ به آن معنای عرفی؛ همانی که ما در نماز هم همیشه می‌گوییم: اِیاک نَعْبُدُ وَ اِیاک نَسْتَعینُ[١] . پروردگارا ما تنها تو را پرستش می‌کنیم و تنها از تو کمک

می‌جوییم. این خیلی جمله پرمعنایی است! اولا می‌گوید تنها از تو کمک می‌جوییم؛ یعنی من به غیر تو اعتماد ندارم، تکیه‌ام به پول و پارتی و متنفّذین نیست. ولی نمی‌گوید من کار نمی‌کنم تو انجام بده، می‌گوید از تو مدد می‌خواهم. مدد خواستن در وقتی است که انسان کاری را دارد انجام می‌دهد ولی به دیگری می‌گوید تو به من کمک بده. نمی‌گوید من نمی‌کنم، می‌گوید من می‌کنم تو به من کمک بده. من از کس دیگر استمداد نمی‌کنم، تنها کسی که از او استمداد می‌کنم تو هستی. این راجع به لغت توکل.

این نکته را باید اضافه کنم که مسلما آن مفهوم غلط توکل هم در میان مردم وجود داشته، هنوز هم کم و بیش وجود دارد. ولی صحبت این است که تعلیم قرآن در اینجا چیست. آن داستان معروفی که سعدی در بوستان آورده است :

یکی روبهی دید بی دست و پای فرو ماند در لطف و صنع خدای[٢]

ه یک داستان عارفانه و صوفیانه است ریشه‌اش یک داستان خیلی


[١] . حمد / ٥ .

[٢] . بوستان سعدی، باب دوم.