تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٤٨٩ - شیوههای مختلف تفسیر عصری
مقابله او با اهل حدیث در نقل خرافات گرانبار
شیخ محمد عبده از کسانی است که متوجه سهل انگاری محدّثان در نقل روایات درست و نادرست شده و بیتوجهی آنان را در موافقت و مخالفت منقولاتشان با اصول و مبانی اسلام مورد نکوهش قرار دادهاند و این عمده اشکالی است که بر محدثان- که بر انباشتن حدیث همّت میگماشتند- وارد است.
وی مثلا در مورد داستان زکریا و مژده فرشتگان به او- که صاحب فرزندی به نام یحیی میشود و او هم از خداوند میخواهد که نشانهای به وی نشان دهد- میگوید: «از بیخردی برخی مفسران این است که گمان کردهاند پیام فرشتگان بر وی مشتبه شد و گمان کرد که القای شیاطین است و به همین علت متعجّب شد و از خداوند خواست تا آیتی بر وی بنمایاند. ابن جریر از سدّی و عکرمه روایت کرده که:
شیطان او را در مورد پیام ملائکه به شک انداخت و- او- گفت: آن صدای شیطان است!» عبده همچنین میگوید: «اگر هوس جنون آمیز نقل روایات بیارزش و ناروا، آنان را نفریفته بود، هرگز شایسته نبود که یک مسلمان معتقد، چنین خرافات زشت و بیارزشی را- که عقل آن را نمیپذیرد و در قرآن هم اشارهای به آن نشده است- نقل کند و تنها نقل همین خبر کافی بود تا چنین ناقلانی را از درجه اعتبار ساقط کند.
خداوند از ابن جریر در گذرد که این روایت جعلی را منتشر کرد!». [١]
درباره روایاتی که در مورد تأثیر سحر بر پیامبر آمده است میگوید: «در این مورد روایاتی نقل شده [مبنی بر اینکه پیامبر توسط لبید بن اعصم سحر شد و این سحر هم بر او تأثیر گذاشت؛ چنانکه هرگاه کاری انجام میداد گمان میکرد که آن را انجام نداده است. خداوند او را از منشأ این سحر آگاه کرد. مواد آن را از چاهی بیرون آوردند و او از تأثیرات آن رها گشت و سپس سوره فلق نازل شد». [٢]
وی میگوید: «روشن است که تأثیر سحر در وجود پیامبر صلّی اللّه علیه و آله- به حدی که گمان کند کاری را که انجام داده، انجام نداده است- هرگز مانند تأثیر امراض در بدن و یا
[١] همان، ج ٣، ص ٢٩٨ و ٢٩٩.
[٢] ر. ک: الدر المنثور، ج ٦، ص ٤١٧. بخاری و مسلم و ابن ماجه هم آن را روایت کردهاند. ر. ک: روح المعانی، ج ٣٠، ص ٢٨٢ و ٢٨٣.