تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ١٦٩ - ٩ جامع البیان طبری
(تالاب) تنّور میگویند» و ازهری نقل میکند که «ذات التنانیر» (محلّی که دارای چشمهسارها است) به دامنه کوهی در جانب غربی جزیرة العرب گفته میشود.
ازهری شعر راعی را شاهد میآورد:
فلمّا علا ذات التنانیر غدوة تکشّف عن برق قلیل صواعقه
[١]
در رابطه با قرائات
طبری، همان گونه که در فقه صاحبنظر و دارای مذهبی مستقل بود، در فن قرائات نیز زیر نظر استادانی بزرگ تربیت یافت و صاحب اختیار گردید و کتاب «الفصل فی القرائات» یا «القرائات و التنزیل» را در رابطه با اختلاف قرّاء و بیان حروف مورد اختلاف و جرح و تعدیل آنها به رشته تحریر در آورد و بدین وسیله، کاردانی و مهارت خود را در فنّ قرائات نشان داد. از نظر تلاوت و ترتیل قرآن نیز کمنظیر بود؛ و این تبحّر و گستردگی اطلاع وی بر قرائات، در سراسر تفسیر وی نمودار است. در حدود ٨٥٠ قرائت را در ذیل آیات، مورد بحث و بررسی قرار داده و در برخی موارد پس از نقد و بررسی، قرائت اصح و ارجح را بیان کرده است؛ گرچه احیانا دچار اشتباه شده است.
مثلا در ترجیح قرائت «ملک» بر «مالک» میگوید: «هر که ملک (پادشاه) باشد، مالک نیز هست؛ ولی هر که مالک باشد، لزوما ملک نیست. از این گذشته، خداوند در آیه پیش (الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ) ملکوت خویش را بر همه عوالم بیان داشته است و اگر مالک بخوانیم موجب تکرار میشود». [٢]
طبری در اینجا سه اشتباه دارد: اول آنکه هر ملکی (پادشاهی) مالک نیست، و اصولا ملک بودن هیچ دلالتی بر مالک بودن ندارد. چه بسا ملک با قهر و غلبه سلطه یافته و غاصب باشد. دوم آنکه، ربّ به معنای پروردگار، گستردگی حوزه پروردگاری او را میرساند که به معنای ملک (صاحب سلطه و اختیار) نزدیکتر است تا به معنای مالک (صاحب ملک). سوم آنکه، عالمین مجازا- با علاقه محلّیت- به معنای
[١] محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس فی شرح القاموس، ج ٣، ص ٧٠. اهل لغت واژه تنور را فارسی و مورد استعمال در تمامی لغات میدانند. ترجمه شعر چنین است:
هنگام بر آمدن روز که دامنه ذات التنانیر را فرا گرفت، از برقی جهنده ولی کم صاعقه پرده گشود.
ظاهرا از ابری پربرکت و بیزیان سخن میگوید.
[٢] تفسیر طبری، ج ١، ص ٥٠.