تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٥٢٩ - ویژگیهای تفسیر موضوعی
آنها، مباحث متنوع و دامنهداری مطرح میگردد که چون فرا گیرند و بایستی سراسر قرآن را پوشش دهند، در حقیقت، در آنها بحر طویلی مطرح است و نمیتوان چندان درنگ و تعمّق نمود. بر خلاف تفسیر موضوعی که درباره یک یا چند موضوع مرتبط با هم به بحث مینشیند و شتاب ندارد و نمیخواهد هر چه زودتر به انتهای قرآن برسد؛ زیرا چنین تعهّدی ندارد و تا هر جا که شرایط فراهم بود پیش میرود. بنابراین، در تفسیر ترتیبی گرچه فراگیر است، علوم و معارف قرآنی به طور اجمال و احیانا سطحی مورد بحث قرار میگیرد؛ اما در تفسیر موضوعی، ژرف نگری و عمق اندیشه حکمفرماست. بنابراین موضوع تفسیر، به شیوه ترتیبی، موضوعی وسیع ولی تا اندازهای سطحی است و در تفسیر موضوعی محدود اما عمیق است.
ج) نقش اثباتی؛
اشاره
در تفسیر ترتیبی مفسر در نقش مخاطبی ساده که پیش روی استاد زانو زده است، تنها مستمع و شنونده است و بدون هیچ پیش فرضی آنچه را قرآن میگوید میشنود؛ قرآن اعطا میکند و مفسر میپذیرد؛ اما در تفسیر موضوعی مفسر تنها شنونده نیست؛ بلکه در نقش یک همسخن و هم بحث با قرآن سخن میگوید و با آن محاوره میکند؛ مفسر از قرآن میپرسد و قرآن پاسخ میدهد.
موضوع فرضیهها را بر قرآن عرضه میکند و نظر قرآن را درباره آنها جویا میشود و پس از پاسخ اولیه، دوباره آن را مطرح میکند و پاسخ دیگر میطلبد و- به تعبیر دیگر- مفسر موضوعی، قرآن را به استنطاق میکشد تا موضوع کاملا روشن شود.
تذکر:
اساسیترین شرط در تدوین تفسیر موضوعی، تنها به قرآن رجوع کردن و از دیدگاههای آن باخبر شدن است.
چنانکه گفتیم، انگیزه تفسیر نویسی به شیوه موضوعی، رسیدن به دریافتهای قرآنی است که پاسخگوی نیازهای جامعه باشد؛ لذا بحث در تفسیر موضوعی کاملا قرآنی است؛ گرچه احیانا برای تبیین مفاد و شرح مراد کلام اللّه، از عقل و نقل هم استفاده شود؛ ولی نکته مهم و محطّ نظر در بحث، تنها بهرهگیری از قرآن است.
با این وصف مشاهده میشود که برخی، مباحث اسلامی را که گاه در آن به آیاتی نیز استناد شده است، تفسیر موضوعی به حساب میآورند؛ در حالی که جنبه