تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٤٤٩ - رشد تفسیر با پیشرفت زمان
گذشته است. در این عصر تفاسیری از این قبیل- بدون هیچ نوآوری- فراوان نوشته شده است؛ چه به صورت کامل و چه تفسیر برخی از آیات و سور؛ که جای شگفتی است.
رشد تفسیر با پیشرفت زمان
جای بحث نیست که گسترش علم و فلسفه از عوامل مؤثّر در فهم دین، بویژه قرآن کریم است و هر چه بشریّت از دستاوردهای علم و دانش بیشتر در اختیار داشته باشد، بهتر میتواند به حقایق جهان هستی و مفاهیم وحیانی پی ببرد.
از سوی دیگر، نیازهای پیچیده جامعه، برای رهیابی به سعادت زندگی، این انگیزه را در انسانها به وجود میآورد که به سوی رهنمودهای وحی و شریعت رو آورند. لذا در پی آنند که پاسخ نیازهای خود را در متون دینی پیدا کنند [١] و همین پیگیرشدنها آنان را وا میدارد تا با دیدی عمیق به آن بنگرند و با ابزارهای شایسته، از جمله دستاوردهای علمی، درباره آن به کاوش بپردازند.
این ابزارها، با آن انگیزهها، از روز نخست فرهیختگان جهان اسلام را بر آن داشته بود تا با تدبّر و تعمّق در آیات قرآن، با همه امکانات موجود بکوشند و تا قرنهای پنج و شش- طبق فرآوردهای هر عصر- در این زمینه هیچ کوتاهی صورت نگرفت و اگر امروزه کمبودهایی در تحقیقات گذشتگان میبینیم، معلول کمبود ابزارها یا گسترده و پیچیده نبودن نیازهاست.
لذا در این عصر (قرن سیزده و چهاردهم هجری به بعد) با فزونی ابزارهای فهم و گسترش و پیچیده شدن نیازها، طبیعتا رویکرد به قرآن و شریعت و دین، تحوّلی شگرف یافته و شاید بیشتر یا بهتر بتوان از مفاهیم وحیانی بهره برد- البته متناسب با زمان؛ بنابراین نمیتوان از این نظر بر گذشتگان خرده گرفت. امروزه به کمک دستاوردهای قاطع و روشن علمی میتوان بسیاری از گرهها را گشود و از مواردی از مبهمات قرآن پرده برداشت که دیروز میسّر نبود؛ زیرا ابزار لازم در اختیارشان نبود.
امروزه مسائل پیچیده حیات و بن بستهای فراوانی دامنگیر بشریت شده که
[١] «مگر اوضاع نکبت بار محنتآور دنیا به غیر از داروی دین هیچ درمانی دگر دارد؟!».