تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٣٩٦ - معروفترین تفاسیر عرفانی
سنّت، جبرگرا هستند).
در ذیل آیه «یُرِیدُ اللَّهُ أَلَّا یَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِی الْآخِرَةِ» [١] میگوید: «شغلهم فیما فیه هلاکهم، من تدبیر أنفسهم و طلب معاشهم؛ و قد سبق القضاء فیهم فلا تغییر و لا تبدیل»: آنان را به آنچه هلاکتشان در آن است مشغول داشته است: آنان را به پرداختن به خویش و کوشش در زندگی وا داشته است تا از اندیشیدن درباره زندگی جاوید بازشان دارد؛ زیرا قضای الهی- که در آن، تغییر و تبدیلی نیست- در ازل چنین تقدیر کرده است: «جف القلم بما هو کائن»! [٢] از این گونه شطحیات (لغزشهای گفتاری) در این تفسیر- همانند دیگر تفاسیر صوفیان تندرو- بسیار یافت میشود.
٣. تفسیر قشیری (لطائف الاشارات)
تألیف ابو القاسم عبد الکریم بن هوازن قشیری نیشابوری؛ زادگاه قشیری، در یکی از روستاهای اطراف نیشابور است. او در سال ٣٧٦ دیده به جهان گشود و در ایام کودکی، پدرش را از دست داد و خانوادهاش برای دانش آموختن او کوشیدند. او- همراه کاروان علم و دانش در آن عصر- در رشتههایی چون فقه و حدیث و ادبیات و اصول و تفسیر شگفتیهایی آفرید و در محضر ابو علی دقاق (متوفای ٤٠٥) که از بزرگان صوفیه در آن زمان به شمار میرفت، حضور یافت و بر دست او به جرگه صوفیان عارف در آمد. همو بود که به وی اشارت کرد تا در جلسات درس ابوبکر طوسی و ابن فورک و اسفراینی حضور یابد و از آنان بهره گیرد. او در همان حال، به طور مرتب و مداوم در جلسات درس دقاق حاضر میشد و بعد از آنکه دقاق بدرود حیات گفت، در جلسات درس ابو عبد الرحمان سلمی (متوفای ٤١٢) شرکت جست؛ تا اینکه در فقه و کلام شیخ خطّه خراسان گردید؛ علاوه بر اینکه در حدیث و وعظ و ارشاد نیز سرآمد همگان بود. وی در سال ٤٦٥ در نیشابور دیده بر جهان فرو بست. [٣]
[١] آل عمران ٣: ١٧٦.
[٢] این حدیث با اختلاف تعابیر در جوامع اهل سنت آمده است؛ از جمله صحیح بخاری، ج ٨، ص ١٥٢، باب القدر (باب ٢).
[٣] ر. ک: نفحات الانس، ص ٢٩١. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج ١٨، ص ٢٢٩. تاریخ ابن خلکان، ج ٣، ص ٢٠٦.