تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٣٥٩ - عرفان و تصوّف
جمالی ذات مطلق را، در لباس شاهد عیان فرمودهاند». [١]
عرفان و تصوّف
صوفی، منسوب به «صوف» به معنای «پشم» است و پشمینه پوشی- کنایه از «تقشّف»: زهد در زندگی و تحمّل مشقّت و دشواری- شعار این گروه بوده است.
ابن خلدون و بیشتر محققان اسلامی و غربی این نظریه را پذیرفتهاند. [٢]
برخی گمان کردهاند که این نام، همچون اصل مکتب آنها ریشه باستانی دارد و از واژههای یونانی «سوفیا یا سوفوس» و «تئوسوفیا»، که به معنای «دانش و دانشمند» و «حکمت» است گرفته شده. [٣] ابو ریحان بیرونی [٤] و برخی مستشرقان، این نظریه را ترجیح دادهاند. [٥]
ولی کلمه «سوفیا» در استعمال یونانی، همچون ترجمهاش (دانش) بیشتر به طبیعیات و طبّ مربوط است تا الهیات و معرفت باطنی. [٦]
از این گذشته، این کلمه نخستین بار به «ابو هاشم کوفی» که از زهّاد اوایل قرن دوم بود نسبت داده شد؛ زیرا اولین کسی بود که در اسلام، پوشیدن لباس پشمین و خشن را برگزید؛ همان گونه که در جاهلیت، مرسوم راهبان و کاهنان زاهد پیشه بوده است؛ ولی در اسلام نکوهش شده است. [٧]
در آن هنگام، هنوز فلسفه یونان و از جمله عرفان نظری و عملی، ترجمه و شایع نگردیده بود.
به هر صورت، عنوان «تصوّف» لقبی است که از دیرباز به گروهی پشمینه پوش- در مقابل کسانی که به دنیا روی آورده و اسلام را وسیله تحصیل دنیای خویش
[١] همان، ص ٣٣ و ٣٤.
[٢] مقدمه ابن خلدون، چاپ مصر، فصل ١١، ص ٤٦٧. سراج الدین طوسی، اللمع، چاپ لیدن، ص ٢٢- ٢٠.
سهروردی، عوارف المعارف، ضمیمه احیاء العلوم، چاپ بیروت، ج ٥، ص ٦٤ و ٦٥. ر. ک: عرفان نظری، ص ٦٤.
[٣] ر. ک: جامی، مقدمه نفحات الانس، ص ١٤ و ١٥.
[٤] در کتاب ما للهند، چاپ لیپزیک، ص ١٦.
[٥] ر. ک: مهدی توحیدیپور، مقدمه نفحات الانس، ص ١٤. عرفان نظری، ص ٦٢.
[٦] ر. ک: عرفان نظری، ص ٦٣.
[٧] ر. ک: مقدمه نفحات الانس، ص ١٢ و ١٣. مقدمه شرح گلشن راز، ص ٢٤.