تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٣٤١ - عناصر بنیادین مکتب عرفان
دارد. [١]
از شاخصههای این گروه محیی الدین ابن عربی (متوفای ٦٣٨) میباشد.
رهروان مشرب عرفان پس از وی، از پیروان و سرسپردگان و شیفتگان وی میباشند.
عناصر بنیادین مکتب عرفان
مکتب عرفان، بر شش عنصر اساسی که پایههای اصلی عرفان و تصوف را تشکیل میدهد استوار است. این شش عنصر عبارتند از «وحدت وجود»، «کشف و شهود»، «فناء فی اللّه»، «سیر و سلوک»، «عشق به جمال مطلق» و «راز و رمز هستی» که به شرح اجمالی آنها میپردازیم:
١. وحدت وجود
وحدت در عرفان اسلامی عنصر و عاملی اساسی است. وقتی جنید (متوفای ٢٩٨) حدیث «کان اللّه و لم یکن معه شیء؛ خدا بود و چیزی با او نبود» را شنید، گفت:
«الآن کما کان؛ [٢] اکنون نیز چنان است که بود».
اینان میگویند: هستی حقیقت واحدی است که در باطن، وحدت کامل دارد و از هر گونه تفرقه و کثرتی منزّه است و در ظاهر منشأ نمایش کثرت است؛ ولی این کثرتها ظاهری و خیالی هستند، نه واقعی و حقیقی.
شبستری در «گلشن راز» میگوید:
«جناب حضرت حق را دویی نیست در آن حضرت من و ما و تویی نیست
من و ما و تو و او هست یک چیز که در «وحدت» نباشد هیچ تمییز»
[١] ر. ک: عرفان نظری، ص ٣٥.
[٢] نور الدین، عبد الرحمان جامی، نقد النصوص، ص ٦٧. برای یافتن حدیث ر. ک: صحیح بخاری، ج ٤، ص ١٢٨، باب بدء الخلق، شماره ٣. مسند احمد، ج ٢، ص ٤٣١.