تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٢٢٧ - تنوع تفسیر اجتهادی
سازد، نیست و تنها خداوند است که از اشتباه دور است.
تنوع تفسیر اجتهادی
آنچه شایان توجه است این است که تفسیر اجتهادی- که مبتنی بر اعمال رأی و نظر است- بر اساس استعدادها و تواناییهای علمی و ادبی و دستاوردها و آموختههای مفسران از علوم و معارف، متنوّع و گوناگون خواهد بود؛ زیرا هر دانشمندی، تخصص علمی خود را وسیله فهم قرآن قرار میدهد و از زاویه دانشی که در آن تبحّر دارد به قرآن مینگرد. بنابراین، فضل و برتری هر مفسر بر دیگران در همان مقولهای است که توانایی علمی بیشتری در آن دارد؛ مثلا کسی که ادیب برجستهای است؛ در تفسیر از نظر ادبی بر دیگران تفوّق و برتری دارد؛ همچنین کسانی که در فلسفه، کلام، فقه، لغت و یا حتی علوم طبیعی و ریاضی و نجوم و جز آن، صاحبنظرند، آیات مربوط به تخصص خود را بهتر و شایستهتر از دیگران- که در آن رشته تخصص ندارند- درک میکنند.
پس هر مفسّر دانشمندی با توجه به رشتهای که در آن مهارت یافته، در تفسیر به شهرت رسیده است؛ زیرا با تکیه بر همان تخصص وارد تفسیر شده و این همان چیزی است که تفاسیر را متنوع کرده است.
با توجه به همین نکته میتوانیم تفاسیر را به انواع مختلفی تقسیم کنیم: ادبی و لغوی، کلامی و فلسفی و عرفانی، اجتماعی و علمی و یا جامع دو یا چند جنبه از موارد فوق (ویژگی بیشتر تفاسیر). البته این بدان معنا نیست که شخص ادیب، در تفسیرش تنها به ادب و لغت توجه داشته و یا فقیه صرفا به فقه القرآن عنایت نموده است و یا متکلّم و فیلسوف و عارف اختصاصا در تفاسیر خود به علوم تخصصی خود پرداختهاند؛ بلکه منظور این است که در تفاسیر ادیبان صبغه ادبی غلبه دارد و تفاسیر فقها بیشتر رنگ فقهی دارد و ...؛ هر چند تفاسیر آنان فاقد مطالب دیگر تفاسیر نیست.
بنابر آنچه گفتیم، تفاسیر اصحاب مذاهب همچون معتزله و خوارج و صوفیه و امثال آنها، یا داخل در نوع کلامی است یا عرفانی؛ و از این دو نوع خارج نیست و به