تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ١٦٥ - ٩ جامع البیان طبری
هر وجهی را با شمارهای میآورد و قول هر قائلی را در خصوص هر وجه با عبارت «حدّثنی» یا «حدّثت» آغاز میکند؛ سپس سند خود را به آن قائل،- به گونهای مسلسل و زنجیرهوار- بیان و با این روش، راه را برای تبیین ضعف یا قوت سند آماده میکند.
پس از بیان اقوال، غالبا آنها را بدون ترجیح یا ذکر دلایل اعتبار هر یک از آنها، رها میسازد؛ ولی در مواردی که به نظرش مهم است به ذکر دلایل اعتبار هر یک از اقوال میپردازد و برخی را نیز ترجیح میدهد و از شواهد عقلی و نقلی و لغت و ادب نیز بهره میجوید.
موضع وی با اهل رأی
طبری با آنکه خود در ترجیح و انتخاب رأی، به دلایل عقلی و نقلی و شواهد لغوی میپردازد، احیانا به کسانی که- آنان را اهل رأی میخواند و- به شواهدی از لغت و کلام عرب استناد کردهاند میتازد. روشن است که این روش، بر خلاف شیوه سلف صالح است و تفسیر به رأی محسوب میشود.
مثلا در آیه «ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذلِکَ عامٌ فِیهِ یُغاثُ النَّاسُ وَ فِیهِ یَعْصِرُونَ» [١] درباره «یعصرون» از ابن عباس و دیگران دو معنا نقل میکند: ١- به معنای فشردن میوه و حبوبات. ٢- به معنای دوشیدن شیر. آنگاه میگوید: «برخی از کسانی که به اقوال سلف آگاهی ندارند و قرآن را به رأی خود تفسیر و تأویل میکنند، این آیه را بر مبنای کلام عرب به «نجات یافتن» تفسیر کردهاند. بدین معنا که از خشکسالی و قحط، به وسیله ریزش باران، نجات پیدا میکنند و به این بیت از ابو زبید طائی استناد میکنند:
صادیا یستغیث غیر مغاث و لقد کان عصرة المنجود
[٢] نیز به این بیت از لبید:
فبات و أسری القوم آخر لیهم و ما کان وقّافا بغیر معصّر
[٣]
[١] یوسف ١٢: ٤٩.
[٢] صادی: تشنه. استغاثه: یاری جستن. عصره: نجاتگاه. منجود: بینوا، درمانده.
یعنی: تشنه کامی که درخواست یاری میکرد و کسی نبود که به داد او برسد؛ در حالی که خود نجاتگاه (نجات دهنده) درماندگان بود.
[٣] بات: شب را به سر آورد. أسری: شبانگاه روانه شد. وقّاف: کسی که در جایی درنگ کند. معصّر- مصدر میمی (ادمه پاورقی در صفحه بعد)