حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩٦ - درس ششم
نشوم . اينچنين نيست اگر دليل تام درجان او رسوخ كرد به يك مطلب علمى انديشيد نتيجه اش را خواه و ناخواه مى فهمد ولى مى تواند ايمان نياورد . مى تواند نپ ذيرد و گردن ننهد , مى تواند در برابر او بايستد مى تواند تسليم او نشود , مى تواند در برابر او كفر بورزد ولى نميتواند نفهمد . فهميدن بعد از چينش مقدمات و قيام دليل ضرورى است . يك كار ارادى نيست . اراده در مقدمات اوست . انسان ميتواند راجع به چيزى نيانديشد در اين باره فكر نكند ميتواند در اين زمينه مطالعه نكند ميتواند در اين زمينه بحث نكند اينها كاراست و مقدمات است ولى اگر بحثى كرد و مطالعه اى كرد و استدلالى كرد و گوش فرا داد و مطلب در ذهنش رفت به نتيجه اش جزم پيدا كرد چه بخواهد چه نخواهد نتيجه اش را مى فهمد .
ولى ميتواند ايمان نياورد و كفر بورزد و ميتواند كفر نورزد و ايمان بياورد . ايمان و كفر فعل ارادى نفس است . بين انسان و ايمان و اراده فاصله است . ولى بين انسان و فهميدن اراده حايل و فاصل نيست اگر دليل اقامه شد انسان نتيجه اش را مى فهمد . روى اين بيان حضرت ( ع ) فرمود :
خدا قابل انكار نيست . خدا از هر محسوسى قوى تر است و از هر مشهودى هم ثابت تر . ( احق و ابين مماترى العيون ) [١] آنگاه وقتى ما اين فروعات را بررسى ميكنيم مى بينيم همه اينها به يك اصل تكيه ميكند و آن اينكه چون خدا نا محدود است كسى نميتواند به كنه ذاتش پى ببرد . اگر هم گفتند :
به كنه ذاتش خرد برد پى *** اگر رسد خس به قعر دريا
اين تعليق برمحال است . يعنى همانطورى كه خس به دريا نمى رود عقل انسان هم به كنه حق نميرسد اگر هم بوسيله اى خس را به قعر
[١]نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه ١٥٤ , صفحه ٤٨٣ .