حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٨٥ - معرفت خدا و صفات ذاتى حق تعالى
و بر اساس همين عدم تناهيش و اطلاق ذاتيش در خطبه ٩٠ كه به خطبه اشباح معروف است و از جلائل خطب حضرت است فرمود :
الاول الذى لم يكن له قبل فيكون شى ء قبله و الاخر الذى ليس له بعد فيكون شى ء بعده [١] به دنبال همين فرمود :
و انك انت الله الذى لم تتناه فى العقول فتكون فى مهب فكرها مكيفا ولا فى رويات خواطرها فتكون محدودا مصرفا [٢] .
چون بعد از اثبات وجود و تجرد وجود و بساطت وجود به ازليت و ابديت كه همان اطلاق ذاتى است رسيديم فرمود : هرگز در عقل ها متناهى نخواهى بود . هيچ عقلى و خرد هيچ خردمندى نمى تواند تو را آنچنان كه هستى بيابد و گرنه مى شود متناهى . آن موجودى كه متناهى است خدا نيست زيرا پايانى دارد و آغازى . و تو نه در عقل تناهى دارى و نه در فكر محدودى زيرا عقل و فكر هم آفريده تو است و در تحت قلمرو قدرت تو است و محدود و محاط تو است :
لم تتناه فى العقول فتكون فى مهب فكرها مكيفا .
آنجا كه وزش فكر و انديشه است كيفيت به تو بدهد :
ولا فى رويات خواطرها فتكون محدودا مصرفا .
نه در خاطره ها و انديشه ها مى گنجى كه بشوى محدود . هرگز ممكن نيست آن عنقا شكار كس بشود . هرگز ممكن نيست نا محدود را عقل بيابد . عقل مى فهمد كه نمى فهمد . لذا آنچه را كه مى يابد به نام معرفت در كنار اعتراف ضميمه مى كند . مى گويد چون :
ليس كمثله شى ء [٣] ما عرفناك حق معرفتك .
[١]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ٩٠ , صفحه ٢٣١ .
[٢]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ٩٠ , صفحه ٢٣٦ .
[٣]سوره شورى , آيه ١١ .