حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٧٤ - معرفت خدا و صفات ذاتى حق تعالى
و مانند آن و همچنين بحث درباره وحى , رسالت , نبوت و مانند آن و بحث در پيرامون معاد و آنچه در قيامت محقق مى شود و مسائلى كه بود و نبود آن در اختيار انسان نيست . مقدارى هم درباره حكمت عملى بحث شد . در اين جلسه درباره مهمترين مسائل حكمت نظرى كه معرفت خداست و شناخت صفات ذاتى حق است بحث هائى طرح خواهد شد .
معرفت خدا و صفات ذاتى حق تعالى :
در نهج البلاغه روى بعضى از صفات حق خيلى تكيه شده زيرا آنها صفات اصيل و جزء امهات اسماء حقند كه صفتها از آنجا ريشه ميگيرد و سر انتخاب اين بحث از نظر نهج البلاغه هم قبلا گذشت كه اميرالمؤمنين عليه السلام هم در حكمت نظرى حكيم متأليه و نامور الهى بود و هم در حكمت عملى حكيمى بى مانند . گذشته از آنكه اين دو حكمت در جان على بن ابيطالب رسوخ كرد در مقام اظهار و انشاء و بيان هم حد اعلاى توانائى بيان در اختيار حضرت بود زيرا خودش فرمود :
و انا لامراء الكلام , و فينا تنشبت عروقه , و علينا تهدلت غصونه [١] .
ما فرمانروايان سخنيم , ما امير كلاميم , خوب حرف زدن و حرف خوب زدن در اختيار ماست زيرا ما امراى سخنيم فرمانروايان كلاميم , كلام مأمور ماست , ما امير سخنيم , ريشه ها و فكرهاى صحيح از ما پيدا شده است و شاخه هاى درخت سخن و كلام بر ما آويزان مى شود , هم ريشه هاى كلام و افكار و علومى كه ريشه سخن است , از ماست و هم شكل كلام و تعبيرات كه شاخه ها و خوشه هاى سخن است بر ما آويزان مى شود . ( و فينا تنشبت عروقه و علينا تهدلت غصونه ) .
روى اين نكات بود كه طرح اين دو حكمت را از نظر نهج البلاغه
[١]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ٢٢٤ , صفحه ٧٢٩ .