حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦٥ - حكمت عملى
بعداز مرگ را گزارش كنند ميسورشان نيست زيرا خطرناكتر از آنچه كه هراس داشتند ديدند و عظيم تر از آنچه كه مى پنداشتند مشاهده كردند .
فلو كانوا ينطقون بها لعيوا بصفة ما شاهدوا و ما عاينوا [١] .
اگر اينها به حرف بيايند و اجازه سخن گفتن داشته باشند و بتوانند سخن بگويند از بيان آنچه ديده اند عاجز خواهند بود و از تبيين آنچه مشاهده كرده اند ناتوان خواهند شد زيرا موجودات آن عالم همانند موجودات اين عالم نيستند و با مشاعر و ادراك اين عالم ادراك نخواهند شد . فرمود اين جريان بعد از مرگ , اما خود مرگ آنچنان دردناك است كه عقل نمى تواند جريان مرگ و لحظه انتقال از دنيا به آخرت را تبيين كند .
و ان للموت لغمرات هى افظع من ان تستغرق بصفة او تعتدل على عقول اهل الدنيا [٢] .
مرگ آنچنان غمره ها و فرو بردن ها و فراگيرى هائى دارد كه هرگز به صفت در نمى آيد و هرگز عقل اهل دنيا به كنه مرگ نمى رسد نمى شود او را با عقول اهل دنيا سنجيد و توصيف كرد انسان از نظر حكمت عملى يك همچو مسائل را در پيش دارد انسان از نظر حكمت عملى يك همچو سيرى را هم در پيش دارد . براى اينكه اين راه ممتد سنگين را به آسانى طى كند , براى اينكه اين راه طولانى دشوار را با نرمش و سهولت بپيمايد دستوراتى داد بياناتى فرمود اول ما را به اين مسائل آشنا كرد ما را به فراگيرى دستورات الهى راهنمائى كرد آنگاه فرمود اكنون كه عالم شديد عمل كنيد . اكنون كه ميدانيد انجام بدهيد . بكوشيد عامل باشيد نه عالم . آنچه مهم است عقل است نه علم , علم نردبان عقل است .
[١]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ٢١٢ , صفحه ٦٩٨ .
[٢]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ٢١٢ , صفحه ٧٠٢ .