حکمت نظري و عملي
(١)
مقدمه
٣ ص
(٢)
مهمترين رسالت پيامبر ( ص ) ترساندن امت از خداوند سبحان است
٨ ص
(٣)
مهمترين رسالت علماى الهى انذار مردم از خداوند سبحان است
١٠ ص
(٤)
درس اول
١٣ ص
(٥)
تقسيم علم
١٣ ص
(٦)
حكمت نظرى و عملى از نظر نهج البلاغه
١٤ ص
(٧)
حكمت نظرى امام على ( ع )
١٥ ص
(٨)
حكمت عملى امام على ( ع )
٢٠ ص
(٩)
شخصيت علمى و عملى على ( ع ) از زبان شاگردان مكتبش
٢٢ ص
(١٠)
سخن ابن ابى الحديد درباره كلام امام على ( ع )
٢٥ ص
(١١)
درس دوم
٢٨ ص
(١٢)
ابن سينا و امام على ( ع )
٢٩ ص
(١٣)
حكمت نظرى , توحيد حق تعالى
٢٩ ص
(١٤)
نقش استدلال در شناخت خدا
٣٣ ص
(١٥)
بطلان اصول ديالكتيك از نظر نهج البلاغه
٣٩ ص
(١٦)
منزه بودن حركت , عليت و كار خدا از ذات باريتعالى
٤٠ ص
(١٧)
درس سوم
٤٤ ص
(١٨)
معرفى امام على ( ع ) از زبان خودش
٤٦ ص
(١٩)
نظام آفرينش بر اساس عليت
٤٨ ص
(٢٠)
درس چهارم
٥٩ ص
(٢١)
حكمت عملى
٦٢ ص
(٢٢)
درس پنجم
٧٣ ص
(٢٣)
معرفت خدا و صفات ذاتى حق تعالى
٧٤ ص
(٢٤)
درس ششم
٨٧ ص
(٢٥)
درس هفتم
١٠٢ ص
(٢٦)
حكمت عملى
١٠٣ ص
(٢٧)
درس هشتم
١١٧ ص
(٢٨)
درس نهم
١٣٤ ص
(٢٩)
درس دهم
١٤٩ ص

حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦٣ - حكمت عملى

مى فرمايد : اگر چه فعلا در افق زمان زندگى مى كند و شب و روز بر او ميگذرد , محكوم به برنامه هاى ليل و نهار است ولى اگر از طبيعت پا برداشت و جهان دنيا را پشت سر گذاشت خواه در شب خواه در روز رحلت كند سرمدى خواهد شد . وقتى اين قسمت قرآن را تلاوت فرمود :

الهيكم التكاثر حتى زرتم المقابر [١] .

بيان بلندى و كلمات عميقى را به عنوان ارشاد و هدايت فرمود :

اى الجديدين ظعنوا فيه كان عليهم سرمدا [٢] .

انسان چه در شب سفر و كوچ كند و چه در روز از دنيا رحلت كند سرمدى خواهد شد . ديگر شبانه روزى را نمى بيند , ديگر محكوم به طلوع و غروب آفتاب نخواهد بود , ديگر جريان غروب و طلوع ماه و اختران نقشى ندارد . از شب و روز گذشت به عالمى رسيد كه در آنجا شب و روز مطرح نيست . گرچه تمثلات برزخى همراه با تمثل ليل و نهار است ولى ديگر جريان شب و روز مطرح نيست .

( اى الجديدين ظعنوا فيه ) خواه در شب انسان ها بميرند خواه در روز رخت بر بندند ( كان عليهم سرمدا ) [٣] به آن معناست كه شب سرمدى مى شود يا روز براى او سرمدى مى شود چون نه شب سرمدى است نه روز زيرا به عالمى رسيد كه ديگر محكوم حركت نيست به بخشى از جهان راه يافت كه ثابت است نه سيار . جانش به جائى رسيد كه دگرگونى درش نيست . جهان سرمد را موجود سرمدى را و اوصاف سرمدى را نميشود با اصول ديالكتيك شناخت و اثبات كرد نميشود با منطق رياضى شناخت و اثبات كرد . قلمرو و اصول ديالكتيك و كاربرد منطق رياضى در جلسه قبل روشن شد . آنجا كه جاى ماده و كميت است , آنجا كه جاى ماده و حركت است اصول ديالكتيك راه دارد .


[١]التكاثر , آيه ١ و ٢ .

[٢]و ٣ نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه ٢١٢ , صفحه ٦٩٨ .