حکمت نظري و عملي
(١)
مقدمه
٣ ص
(٢)
مهمترين رسالت پيامبر ( ص ) ترساندن امت از خداوند سبحان است
٨ ص
(٣)
مهمترين رسالت علماى الهى انذار مردم از خداوند سبحان است
١٠ ص
(٤)
درس اول
١٣ ص
(٥)
تقسيم علم
١٣ ص
(٦)
حكمت نظرى و عملى از نظر نهج البلاغه
١٤ ص
(٧)
حكمت نظرى امام على ( ع )
١٥ ص
(٨)
حكمت عملى امام على ( ع )
٢٠ ص
(٩)
شخصيت علمى و عملى على ( ع ) از زبان شاگردان مكتبش
٢٢ ص
(١٠)
سخن ابن ابى الحديد درباره كلام امام على ( ع )
٢٥ ص
(١١)
درس دوم
٢٨ ص
(١٢)
ابن سينا و امام على ( ع )
٢٩ ص
(١٣)
حكمت نظرى , توحيد حق تعالى
٢٩ ص
(١٤)
نقش استدلال در شناخت خدا
٣٣ ص
(١٥)
بطلان اصول ديالكتيك از نظر نهج البلاغه
٣٩ ص
(١٦)
منزه بودن حركت , عليت و كار خدا از ذات باريتعالى
٤٠ ص
(١٧)
درس سوم
٤٤ ص
(١٨)
معرفى امام على ( ع ) از زبان خودش
٤٦ ص
(١٩)
نظام آفرينش بر اساس عليت
٤٨ ص
(٢٠)
درس چهارم
٥٩ ص
(٢١)
حكمت عملى
٦٢ ص
(٢٢)
درس پنجم
٧٣ ص
(٢٣)
معرفت خدا و صفات ذاتى حق تعالى
٧٤ ص
(٢٤)
درس ششم
٨٧ ص
(٢٥)
درس هفتم
١٠٢ ص
(٢٦)
حكمت عملى
١٠٣ ص
(٢٧)
درس هشتم
١١٧ ص
(٢٨)
درس نهم
١٣٤ ص
(٢٩)
درس دهم
١٤٩ ص

حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٦٤

را طرد كرد و وارد بصره شد . در بيت المال را باز كرد تلى از طلا و نقره را ديد به اينها فرمان داد فرمود على را فريب ندهيد ولى آنها وقتى به اين طلا و نقره رسيدند گفتند به هدف رسيديم و حضرت به اين طلا و نقره خطاب كرد يا صفراء يا بيضاء غرى غيرى وقتى سائلى از حضرت ( ع ) تقاضاى كمك نمود و گفت من مستمندم و محتاجم و مديون حضرت به نماينده خود فرمود : اعطه الفا [١] هزار واحد به او بده . نماينده حضرت از حضرت پرسيد : هزار مثقال طلا يا هزار مثقال نقره ؟ فرمود : كلا هما عندى حجران [٢] هر دو پيش على سنگ است . طلا سنگ زرد است نقره سنگ سفيد , غير از سنگ چيزى ديگر نيست . اعطه انفعها بحاله آنى كه به حال او نافعتر است بده و گرنه هر دو پيش على سنگ است و اين مكتبى است حق مگر طلا جز سنگ زرد چيز ديگر است مگر نقره جز سنگ سفيد چيز ديگر است مگر انسان آن نيست كه الى الله در سير است ؟ مگر انسان آن نيست كه فوق سماوات و ارض را مى تواند طى كند ؟ مگر قلب المؤمن عرش الرحمن نيست ؟ مگر مخاطب الله نيست ؟ مگر عصاره عالم نيست ؟ مگر نميتواند همراه على بن ابيطالب به جائى برسد و به جائى برود كه فرشته ها مقدم او را گرامى بدارند مگر اينها مقام انسانيت نيست ؟ و اينها نتيجه حكمت عملى نيست مگر فرشته ها به استقبال انسان كريم و حكيم در هنگام مرگ نمى روند مگر فرشته ها سلام نمى كنند نمى گويند سلام عليكم طبتم فادخلوها خالدين [٣] و آن مقام رفيع را انسان به سنگ زرد يا سفيد بفروشد بدا به حال او اين همان بيان نورانى على بن ابيطالب است كه شعاعش پرورش جانها و اوج جانها را تا بالاتر از حد فرشته هاست . اميدواريم كه بيانات حضرت در همه ما و در دلهاى