حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٢٠ - درس هشتم
حيوانى سقوط مى كند . و الا عتصام بحبله [١] به آن طناب آويخته اى كه تو را به بالا مى رساند تمسك كن . اگر طناب جمع باشد وگوشه اى افتاده باشد آن بعنوان حبل نيست حبل آن است كه يك سرش به جائى بسته و محكم و سر ديگرش بدست كسى كه نيازمند به دست آويزه است باشد كه انسان به او چنگ بزند و بالا بيايد . قرآن حبل خداست و درجاتى كه دارد , علمى كه به انسان مى آموزاند , راههاى عملى كه فرا راه انسان نصب ميكند اين طنابى است كه يك سرش بدست الله است , يك سرش بدست مردم . بشر اگر با هر درجه اى از درجات قرآن انس بگيرد و طبق او بفهمد و عمل كند به اين ريسمان چنگ زده و مقدارى بالا آمد علم و عمل تار و پود اين ريسمان است . اگر انسان عالم مى شود و به علم عمل مى كند يعنى به اين تار و پود چنگ زد و بالا آمد به امام حسن فرمود : ريسمان خدا را رها نكن .
و اى سبب اوثق من سبب بينك و بين الله ان انت اخذت به ؟ [٢] .
چه طنابى چه عامل ارتباطى قويتر از ارتباط بالله است ؟ به كى ميخواهى مرتبط بشوى ؟ به خودت ميخواهى تكيه كنى كه در معرض زوالى , به ديگرى ميخواهى تكيه كنى كه او هم در بستر زوال است , به هر موجودى بخواهى تكيه كنى در بستر مرگ است . به هر موجودى بخواهى ارتباط بر قرار كنى او در بستر تحول و دگرگونى است و در بستر زوال است . هيچ رابطى قويتر از رابط بين تو و خدا نيست زيرا هيچ قدرتى همانند قدرت خدا نيست . او به اين ربط نيرو مى بخشد و تو كه به اين ربط تكيه كرده اى از آن نيرو بهره ميگيرى .
و اى سبب اوثق من سبب بينك و بين الله ان انت اخذت به ؟ .
[١]نهج البلاغه فيض الاسلام , نامه ٣١ , صفحه ٩٠٩ .
[٢]نهج البلاغه فيض الاسلام , نامه ٣١ , صفحه ٩٠٩ .