حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٠٨ - حكمت عملى
خويشتن دار بود اين از هر مالكى آزاد ميشود . هيچ چيز نميتواند مالك او بشود نه مال , نه مقام , نه پست , نه جاه , نه ستايش ديگران , نه اعتراض بيجاى ديگران . فرمود
ان اميرالمؤمنين قال فى بعض خطبه ايها الناس اعلموا انه ليس بعاقل من انزعج من قول الزورفيه ولا بحكم من رضى بثناء الجاهل عليه [١] .
فرمود آن كسى كه از ستايش جاهل ها خوشش مى آيد او حكيم نيست . اين بنده ستايش و كرنش است . آن كسى كه اگر تهمت و ناروا و سب و لعن ناروا شنيد , رنجيد او هم عاقل نيست . اگر حرف باطلى درباره اش گفتند خود رامنزوى كرد عاقل نيست . و اگر ستايش جاهلانه شنيد لذت بر حكيم نيست . آن كسى كه با ستايش مسرور ميشود و با حرف بد منزوى مى شود او بنده است آزاد نيست حكيم و عاقل نيست . فرمود :
فان تقوى الله مفتاح سداد و ذخيرة معاد [٢] .
پرهيز از خدا , خويشتن دارى , حفظ در برابر سيئات , حفظ در برابر بديها , حفظ در برابر ترك وظيفه . اين كليد هر كار سنگين و محكم است و اين ذخيره قيامت است .
و عتق من كل ملكة و نجاة من كل هلكة [٣] .
انسان را تقوا از هر مالكى آزاد ميكند كه انسان مملوك هيچ مالكى نيست . نه به مقامى رسيد مسرور مى شود , نه از آن مقام افتاد غمگين .
لكيلا تأسوا على ما فاتكم ولا تفرحوا بما اتيكم [٤] .
نه بنده آمدن باشيد و نه ذليل رفتن . او آزاد از هر وصفى است كه
[١]اصول كافى ج ١ ص ٥٠ كتاب فضل العلم طبع دارالكتب الاسلامية .
[٢]و ٣ نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ٢٢١ , صفحه ٧٢٣ .
[٤]قرآن كريم سوره حديد آيه ٢٣ .