اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٢ - درس سوم وظايف عاقل
مُؤْمِناً أَمْسَكَ لِسَانَهُ مِنْ كُلِّ شَرٍّ فَإِنَّ ذَلِكَ صَدَقَهٌ مِنْهُ عَلَى نَفْسِهِ ثُمَّ قَالَ (ع): لَا يَسْلَمُ أَحَدٌ مِنَ الذُّنُوبِ حَتَّى يَخْزُنَ لِسَانَه». [١]
«به راستى كه اين زبان كليد هر خير و شرّى است، پس بر فرد مؤمن سزاوار و لازم است آنچنان كه بر طلا و نقرهاش قفل مىزند، زبان خود را فرو بندد؛ زيرا پيامبر ٦ فرمود: خداوند مؤمنى كه زبان خود را از هر شرّى حفظ مىكند مورد لطف و رحمت خود قرار مىدهد؛ زيرا اين كار صدقهاى است كه به خود مىدهد. سپس حضرت باقر (ع) فرمود: هيچ كس تا زبانش را حفظ نكند از ارتكاب گناه مصون نخواهد ماند».
طبع مادّى انسان اقتضا مىكند كه كاملا به حفظ مسايل و امور مالى عنايت داشته باشد و خيلى كم اتفاق مىافتد كه كسى از اموالش غافل شده، از آنها محافظت نكند يا حتّى مالى را در اختيار فرزندش قرار دهد. در مورد زبان هم بايد چنين حالتى داشته باشيم. آيا همان طوركه اموالمان را از آسيبها حفظ مىكنيم تا كسى به آنها دسترسى پيدا نكند نسبت به زبان هم چنين برخوردى داريم؟! با اين كه مسأله حفظ زبان در سعادت و شقاوت ما نقش زيادى دارد و امور مالى قاعدتاً چنين نقشى را- اثباتاً يا نفياً- ندارد.
حضرت مىفرمايند: بايد اين چنين بود تا از شرور در أمان باشيم و خيرات به سمت ما سرازير شود.
سپس امام (ع) كلامى را از رسول اكرم (ص) در رابطه با صدقه بيان مىفرمايد: «
صَدَقَهٌ مِنْهُ عَلَى نَفْسِهِ
»؛ صدقه انسان در مورد شخص خودش اين است كه زبانش را حفظ كند. فرق صدقه كه يكى از عبادات است با هبه اين است كه در ماهيت صدقه قصد قربت اعتبار دارد؛ ولى در ماهيت هبه قصد قربت معتبر نيست.
اين بيانِ رسول خدا (ص) را به اين صورت مىتوان تقرير كرد كه «امساك اللسان» نه تنها سبب مىشود انسان نسبت به گناهانِ زبان مصونيت پيدا كند و در دايره تهمت، غيبت، اشاعه فحشا و امثال آن قرار نگيرد بلكه نفسِ اين مراقبت و اينكه انسان با زبانش اين طور برخورد كند، عبادت است.
[١]. تحف العقول، ص ٢٩٢.