اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٤ - درس چهاردهم معيار خوب و بد
دهد، علاقه دارى؟
آيا از آنچه كتاب الله تعالى و روايات معصومين: تو را از آن مىترسانند خوف دارى؟
آيا نسبت به خطرات عالم آخرت- كه گريبان انسان را مىگيرد- بىتفاوت نيستى و واقعاً از جهنم و دركات آن وحشت دارى؟
اگر اينچنين هستى و خودت را در مسير اجراى همه جنبه هاى كتاب الله تعالى مىبينى- چه از نظر عمل و طرز فكر، چه از نظر حالات خوف و مسرّت، چه از نظر علاقه و عدم علاقه، «فَاثْبُتْ وَ أَبْشِرْ»- اين راه را ادامه بده و بشارتى براى خودت بدان كه در اين راه هستى و به طرز تفكر مردم نسبت به خودت، ترتيب اثر مده، بگذار هرچه درباره تو مىخواهند بگويند، هيچ ضررى به تو نمىرساند و هيچ نقصى براى تو نخواهد بود.
اما اگر- نعوذ بالله تعالى- در مقابل كتاب الله تبارك وتعالى و قرآن مجيد و احكام اسلام قرار گرفتهاى، نه از جهنّم وحشتى دارى! و نه به بهشت رغبتى!، نه به اعمالى كه قرآن كريم به آنها تحريص و ترغيب مىكند!، رغبتى هست و نه به مسائلى كه از آنها تزهيد مىكند، زهد مىورزى! در اين صورت چه چيزى تو را مغرور كرده، به خودت مىبالى و براى خودت حساب باز مىكنى؟! كسى كه خداى ناكرده در جهت خلاف قرآن كريم گام بردارد، اگر همه عالم هم او را انسان خوبى بشناسند، واقعيّت بد او را تغيير نمىدهد [١]؛ زيرا در حقيقت تمام ملاك عبارت از
[١]. عن ابى عبدالله (ع): هِشَامُ! لَوْ كَانَ فِى يَدِكَ جَوْزَهٌ وَ قَالَ النَّاسُ: لُؤْلُؤَهٌ مَا كَانَ يَنْفَعُكَ وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهَا جَوْزَهٌ وَ لَوْ كَانَ فِى يَدِكَ لُؤْلُؤَهٌ وَ قَالَ النَّاسُ: إِنَّهَا جَوْزَهٌ مَا ضَرَّكَ وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهَا لُؤْلُؤَه. (بحارالأنوار، ج ١، باب ٤، ص ١٣٦) اى هشام! اگر در دست تو گردويى بود و مردم گفتند: مرواريد است، به تو نفع و سودى نمىرساند و حال آنكه مىدانى آن گردو است و اگر در دستت مرواريد بود و مردم گفتند: آن گردو است، ضرر و زيانى به تو نمىزند و حال آنكه ميدانى آن مرواريد است (خلاصه اينكه عاقل به مدح و ستودن مردم مغرور نمىشود و فريب نمىخورد و به تعريف و تمجيد ايشان افتخار و سرافرازى نمىكند؛ زيرا مدح و ثناى آنان بيشتر از روى حقيقت و درستى نبوده و نيست).