اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٢ - درس چهاردهم معيار خوب و بد
حضرت باقرالعلوم (ع) به جابر بن يزيد جعفى- كه يكى از اصحاب خاص امامين همامين حضرت باقر و حضرت صادق (ع) است- وصيت مفصّلى مىكند.
حضرت مىفرمايد: بدان! اگر بخواهى عنوان ولىّ، دوست و علاقه مندى ما بر تو منطبق باشد، بايد روحيهاى داشته باشى كه اگر تمامى مردم، برضدّ تو اجتماع كنند و بگويند تو انسان بدى هستى، در روحيه تو هيچ تأثيرى نگذاشته و تو را محزون نكند. و اگر همه مردم به توافق رسيده و بگويند تو آدم خوب و صالحى هستى، در روحيه تو اثر سرور، انبساط و خوشحالى به وجود نيايد.
مقصود حضرت اين است كه نظر و عقيده مردم معيار و ميزان خوبى و بدى نيست. [١] انسان نبايد اين را پيش خودش معيار قرار دهد و بگويد: دليل خوبىِ من اين است كه مردم، مرا آدم خوبى مىدانند يا دليل بدى من اين است كه مردم، مرا
[١]. عن أمير المؤمنين (ع): ... وَ الْصَقْ بِأَهْلِ الْوَرَعِ وَ الصِّدْقِ وَ ذَوِى الْعُقُولِ وَ الْأَحْسَابِ ثُمَّ رُضْهُمْ عَلَى أَنْ لَا يُطْرُوكَ وَ لَا يَبْجَحُوكَ بِبَاطِلٍ لَمْ تَفْعَلْهُ فَإِنَّ كَثْرَهَ الْإِطْرَاءِ تُحْدِثُ الزَّهْوَ وَ تُدْنِى مِنَ الْغِرَّهِ وَ الْإِقْرَارُ بِذَلِكَ يُوجِبُ الْمَقْتَ مِنَ اللَّهِ .... (تحف العقول، عهده (ع) إلى الأشتر حين ولاه مصر، ص ١٢٦) به پارسايان وراستگويان وخردمندان و مردم خانوادهدار بپيوند و با ايشان طورى رفتار كن كه زبان به تعريف بىحدّ تو نگشايند و براى كارى كه نكردهاى بيهوده نستايند؛ زيرا ستايش زياد خودپسندى را به دنبال دارد و والى را به وادى غرور مىكشد و پذيرش آن موجب دشمنى خداوند است.