اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٣ - درس چهاردهم معيار خوب و بد
آدم بدى مىدانند؛ چرا كه اين معيار، غلط و غير قابل قبول است، اگر چه همه مردم برآن اتفاق و اجماع كنند.
ملاك خوبى و بدى افراد چيست؟
ملاك خوبى و بدى افراد، كتاب خداوند است؛ البته مقصود از كتاب الله تعالى، خصوص قرآن و كتاب الله تعالى فى مقابل السنّه و الروايات نيست؛ بلكه همانند عبارت «إلّا شرطاً خالف كتاب الله تعالى» در بحث ادله شروط است [١]؛ بنابراين مراد از كتاب در اين گونه موارد اعمّ بوده و به معنى دستورات الهى «ما كتبه و قرّره و بيّنه الله تبارك و تعالى» است؛ چه از طريق كتاب الله تعالى و قرآن مجيد باشد و چه از طريق رسول گرامى اسلام و ائمه هدى:.
سپس حضرت در توضيح اين معيار مىفرمايد:
آيا خودت را در مسير شرع و قوانين الهى مىبينى؟
آيا اين حالت را در خودت مىبينى كه نسبت به آن چيزهايى كه اسلام از آنها تزهيد مىكند و مىگويد: نبايد به آنها رغبتى داشته باشيد، بى رغبت هستى و زهد مىورزى؟
آيا آنچه را كه اسلام به آن ترغيب مىكند؛ مانند عبادات، مستحبات و امثال آن؛ مورد علاقه تو هست؟
آيا علاقهمندى به اينكه به فقرا و همسايگان نيازمندت كمك بشود يا جوانهاى اهل محل در مسجد حضور يافته و از فحشا و منكر دور شوند؟ [٢]
آيا به كسى كه امر به معروف و نهى از منكر- را با آن اهميتى كه دارد [٣]- انجام
[١]. عَنْ أَبِىعَبْداللَّهِ (ع): الْمُسْلِمُونَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ إِلَّا كُلَّ شَرْطٍ خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَا يَجُوز. (من لايحضره الفقيه، ج ٣، باب الشرط والخيار فى البيع، ص ٢٠٢) مسلمانان به شرطهاى خود لا جرم پاىبند باشند مگر شرطى كه با فرامين خداوند عزيز سازگار نيست كه آن جايز نيست.
[٢]. عن جبرئيل (ع): أنا حبّب إلى من دنياكم ثلاثه: إرشاد المضلّين و مؤانسه الغرباء الغائبين و معاونه أهل العيال المعسرين. (تحرير المواعظ العدديه، فصل ٣، ص ٢٤١) من از دنياى شما سه چيز را دوست دارم: هدايت گمراهان، الفت با غريبان و كمك به عائلهمندان تنگدست.
[٣]. (يا بُنَىَّ أَقِمِ الصَّلاهَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُور). (لقمان، آيه ١٧) پسرم! نماز را برپا دار و امر به معروف و نهى از منكر كن و در برابر مصايبى كه به تو مىرسد شكيبا باش كه اين از كارهاى مهمّ است.